X
تبلیغات
کـــــــــــــــــــره جـــنوبی


کـــــــــــــــــــره جـــنوبی

دابـــــــــــــــــــــــــــــــــل اس

nv218tmiopgpppv94w5.png

l5w7xxim14my6oivmhwu.jpg


t5y5so1gzivnucrl4.jpg




gs6kidza3lavrfrp5s.jpg


0ovbmyqql04y6zj7re3m.jpg
 خوابن >>>>>


1lww19urbdl3pcjdo5cl.jpg



7y5ytu6i03bw5ve3rr4q.jpg



60zvq2xi5f7leqke1t2d.jpg

1988266_orig.jpg

ebvbm56w2jlq13hug2q.jpg

cud4tm1y8c2nkv777zy.jpg



gbvp7gkz424dzj84dea6.jpg

hfk6ptlvoaxadcaz5oob.jpg



xv95l0x5p7owbd0m3kdw.jpg

http://www.myup.ir/images/05161424841929258248.jpg


خب تمومید...باییییییییییییییی

تاريخ شنبه سوم دی 1390سـاعت 16:26 نويسنده غـــزلی| |

سلام چطورید؟
تاريخ شنبه سوم دی 1390سـاعت 16:12 نويسنده غـــزلی| |

آیا می دانستید هیونگ جون تا حالا دوچرخه سواری بلد نبوده اما به خاطر برنامه تلویزیونی كه اجرا می كرده مجبور شده بره دچرخه سواری یاد بگیره

آیا می دانستید كه هیونگ جون به سختی می تونه با حیوانات رابطه برقرار كنه .. و حیوانات به سختی دوستش دارن .. اما عاشق حیواناته و یه سگ داره به نام شكلات ..

 آیا می دانستید هیونگ جون در 14 سالگی از روی سرسره افتاده و دو روز بیهوش بوده

 آیا می دانستید هیونگ جون از مدل دندوناش خوشش نمی یاد

آیا می دانستید شماره پای هیونگ جون 46 است...

آیا می دانستید هیونگ جون به هیون جونگ وابسته هست چون كه از وقتی كه وارده گروه شده همیشه در هر لحاظ ازطرف هیون جونگ حمایت شده

آیا می دانستید جونگ مین و هیونگ جون با هم نمی تونن و بی هم نمی تونن

- آیا می دانستید هیونگ جون در دختر ها عاشق لب و كمرشونه و اول به اون قسمت از دختر توجه می كنه

آیا میدانستید هیونگ جون وقتی كه كاری رو خراب می كنه معمولا سرش رو یه جا قایم می كنه … یا با دستاش سرش رو می پوشونه

آیا می دانستید هیونگ جون در گروه هم پر سر و صدا ترینه هم با احساس ترین و هم كسی كه بیشتر اذیت می كنه

آیا می دانستید هیونگ جون از مادرش خیلی میترسه اما درواقع عشق مادرشه

آیا میدانستید هیونگ جون و یونگ سنگ همیشه از استیوی وندر الهام گرفتن در كاراشون

- آیا میدانستید اسم برادر هیونگ جون كی بوم هست

اگه دوست دختر شما در شب كریسمس با یك لباس باز و یا یك لباس شب روبروی شما ظاهر شود نظر شما در ارتباط چیه ؟؟
هیونگ جون : من نمی توانم اون رو اینجوری ببرم .. چون هر چی باشه دوست دختره من هست (حال می کنید غیرت و!)آیا در شب كریسمس اعلام عشق می كنید ؟؟
هیونگ جون : پوشیدن یك كت ضخیم و یك پتو دونفر به دور هم می پیچیم و پیدا روی می كنیم در شب برفی و بعد در گوشش عشقم رو اعتراف می كنم و بعد در همون حالت می بوسمش (واو چه رمانتیک هیونگم!)
دوست دخترتون رو در كریسمس كجا می برید ؟؟
هیونگ جون : اول با خانواده ام آشنا می كنم .. بعد هم به همراه خانواده به پیك نیك میرویم .. و ماهگیری یك روز خوب با او و خانواده ام … بعد هم شب رو باهم هستیم و یك شب خوب رو با عشقمون رقم می زنیم …. (ببین هیچی و از خانواده پنهان نمی کنه....راستی چریان شب خوب چیه!!!؟)شما یك روزتون رو برای عشقوتون برنامه ریزی كنید تو این برنامه عشقتون رو كجا می برید ؟؟
خب من می برمش رستوران برای خودن سوپ دامپك(راست میگه من و برد!!!!!!!!!!!)
تا حالا شده یه كار احمقانه انجام بدین و عشقتون رو به یه نفر اعتراف كنین ؟؟
هیونگ جون : خوب من یه بار شجاعتم رو جمع كردم .. تا بهش اعتراف كنم .. یك جعبه شكلات گرفتم اول .. بعد یه نفس عمیق كشیدم .. رفتم كنارش و اول شكلات رو بهش دادم .. و خواستم بگویم كه .. كه شكلات رو به سینه ام كوبید .. .. و بعد از كنارم رد شد و با شدت اعصبانیت فریاد زد : برو گم شو و بعد دوباره فریاد زد همچین فكری نكن … (خدااااااااااااااااای من...خاک بر سر همچین ختر احمقی...خودش بره گمشه بی ادب!یکی من و بگیره............!)همسر آینده شما باید چطور باشد ؟؟
هیونگ جون : مثل یك دوست برای من باشد .. در كارها و مخارج خانه با من همكاری كند من نیز در كارهای خونه مثل شستن ظرف ها با او همكاری خواهم كرد .. بتونم باهاش راحت حرف بزنم و تمام مشكلاتم رو بگم .. آرامم كنه .. در كنارش احساس آرامش كنم .. این باعث میشه در كنار هم احساس آرامش كنیم .. (یه دفعه بگو سرور باشه دیگه...بچه ها هیونگ داره من و میگه ها!!!!)
یك لحظه چشم هاتونو ببنید و برین آینده … و تصمیمتون برای ازدواج رو برامون بگین … ؟؟

:
من احتمالا كسی رو مدت هاست كه دوست دارم و به آن مرحله رسیدم كه می خواهم باهاش ازدواج كنم … اول برداشت من این هست كه من ارزش او را بدانم و او ارزش من را … پس اگر این طور باشد این زندگی تا آخر عمر خواهد رفت .. شریك زندگی من باید ساده و خالص و مهربان باشد … و این برای مهم است كه باعث میشود او تمام زندگی من باشد


.
از بین اعضا كی از همه خجالتی تر و درونگراتره؟ كی از همه فعالتر و برونگراتره؟كی دوست داره جك بگه؟كی بیشتر ازهمه گریه میكنه؟كی همش دنبال آینست؟

هیونگ:به عنوان كسی كه خیلی گریه میكنه مجبورم اعتراف كنم كه اون منم
وقتی من یه هدیه ی غیر منتظره میگیرم برای مثال كارتهایی كه طرفدارا خودشون ساختن من خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم و گریه میكنم

http://koreafans.mihanblog.com/post/226

تاريخ جمعه دوم دی 1390سـاعت 17:56 نويسنده غـــزلی| |

سوال از یونسنگ

سلام دوسیا وخوونیدددددددددددددددد خوشملههههههههههههههههههههههه

Q: My Name is?
A: Heo Young Saeng~~!!

سوال:اسم من هست؟
جواب:هئو یونسنگ!!

Q: An event which I’d like to do for my girlfriend on Valentine’s Day?
A: A CD which includes a song and a video written & created by myself as a gift.. ^^
سوال:یک کار که دوست دارید برایه دوست دخترتون در روز ولنتاین انجام بدهید؟

جواب: یک سی دی که شامله یک آهنگ وویدئو نوشته شده است و یک هدیه که خودم درستش کرده باشم

Q: Mushy things I wish to say to someone I love
A: “It seems like i have been saving these words up till now so that i can say to you… “‘I.Love.You.”
سوال: احساساتی که آرزو داری  به عشقت بگی ؟
جواب: “بنظر میرسه این کلمه ها رو تا حالا پنهان کرده بودم بنابراین به او میتونم بگم “من عاشقتم”

Q: The greatest thing i’ve done for a girl i love is?
A: Got cheated 5 times but turned a blind eye..
سوال:بزرگترین چیزی که من برایه دختری که عاشقش هستم انجام دادم؟
جواب:5 بار گولم میزند اما فراموش میکنم…..

Q: I am not dating… reason is?
A: Despite me crazily being nice,, but seems like girls prefer bad boy more!!!
سوال: من نمیتونم قرارعشقی بزارم….علتش هست؟

جواب: با وجوده اینکه من را دیوانه وار شخصیتی زیبا…..اما بنظرم دخترها بیشتر پسرای بد رو  ترجیح میدن

Q: If i fall in love I will chang
A: Modestly
سوال:اگر من  عاشق شوم  تغییر خواهم داد
جواب:فروتنی .. محجوب

Q: What is your method of dealing with girls?
A: Pretending to be indifferent!!
سوال: روش تو موقع ارتباط با دخترها چه جوریه؟

جواب: وانمود میکنم که خونسردم(بی اهمیت)!!

Q: The last time when i fell out of love was because?
A: I was being too nice
سوال:آخرین زمانی که من عشقمو قطع کرده بودم (ترک کرده بودم ) زیرا؟
جواب:من بسیار زیبا بودم

Q: The reason why i dont have a girlfriend now is because?
A: I did all that I’ve done!!
سئوال : دلیل اینکه من یک دوست دختر نداشتم تاحالا زیرا؟
جواب :من همه تلاشمو کردم!!

Q: If i have a girlfriend, the first thing i’d like to do with her is?
A: Simply talk about everything honestly over a cup of soju!!
سوال:اگر من یک دوست دختر داشته باشم اولین کاری که دوست دارم با او انجام بدم؟
جواب:بسادگی درمورد همه چیز باهم به راحتی صحبت کنیم درحالی که باهم یک فنجان سوجو مینوشیم

Q: Gift which I want to receive and give for Valentine’s Day is?
A: I want to receive a car and give my heart
سوال:هدیه ای که من میخوام دریافت کنم و بدم برایه روز ولنتاین هست؟
جواب:من میخوام یک ماشین دریافت کنم و قلبمو بدم.

http://www.lovely-korean.blogfa.com/8911.aspx

تاريخ پنجشنبه یکم دی 1390سـاعت 19:28 نويسنده غـــزلی| |

SS501 Fansites List

 دوستای گلم  چند تا کلمه کره ای گذاشتم تا بیشتر با کره اشنا بشید

انیانگ ها سه او = سلام  یوبه سوو = سلام   آنه آش میكا = حال شما چطوره ؟  انیانگی کا سه او = خداحافظ  تروقاسه او = مراقب باشید  ال گه سیم نیدا (یا:اراس سو) = باشه   چی جا = واقعا     میان هام نیدا = من متاسف هستم

   اوما = مادر   ابوجی یا آپا = پدر  پلی پلی = زود باش   كاجا = بریم   كاه = برو   كاجیما = نرو 

   یاكسوك = قول بده      تانگ آس میدا = از دیدنتون خوشوقتم   انجا = بشین    

اوتوكه = چطور ممكنه  بولابولا = نمی دونم     كرون = ازدواج كردن   كرون اجا = بیا ازدواج كنیم     کوک جو ما سه او  = نگران نباش

  1.عاشقتم=سارانگ هه       چل مو چسو = اشتباه كردم

پوتاگه او = التماس می كنم    

چوگیو = گوش كن                     كرسا = پس چی ؟ یا خوب كه چی

كمن هه او = بس كن   

اونی = خواهر              اوپا اورابونیه = برادر بزرگتر

   2.دوستت دارم  =  نو مو چو آیو    3.یابونیم  = عزیزمی    121fs725372.gif

4.چسوهمنیدا =متاسفم برات       5.چوتاگو=محشره      gigglesmile.gif greenstars.gif


6. چسو هام نیدا   : معذرت میخوام7-چووگرا : بکشید   8-کنیاگرا : حمله کنید 

9-اوسو : یالا 10-سولپویو : ناراحتم 3ztzsjm.gif11-ساموهه یو : دیوانه وار دوستت دارم Vishenka_04.gif

12-یپویو : قشنگه 19.gif 13-یاک سوکه: قول میدم 13.gif14-کوجی مارایو:دروغ نگو

انگ آس میدا = از دیدنتون خوشوقتم 29dz8zk.gif16-چاگیا = عزیزم ، عسلم     connie_07.gif
17-اوران ماریدا = خیلی وقته ندیدمت bliss.gif18-چل مو چسو = اشتباه كردم
19-كرون اجا = بیا ازدواج كنیم  4xvim2p.gif20-آجوما = به زنان مسن اطلاق میشه

23-هرمام= مادربزرگ Laie_7.gif24-پوتا گه او:التماس میکنم  گریه25-وی گره:مشکل چیه
26- کمن هراو:بس کنgirl_cray2.gif

۲۷.نمیدونم : مول لا یو

    

تاريخ یکشنبه ششم آذر 1390سـاعت 21:52 نويسنده غـــزلی| |

مصاحبه با جونگ مین

شما در پاییز امسال با یه کمپانی دیگه قرار داد بستین!آیا شما عصبی نبودید؟

با توجه به این مسئله من کمی عصبی بودم.اما من در ادامه تونستم بر این استرس غلبه

کنم و شاد باشم و راهم رو درست و خوب ادامه بدم

مهارت شما در زبان داره پیشرفت میکنه.در واقع شما به کشور های زیادی رفتین

و با مردم چین و ژاپن در ارتباط بودین!آیا در ان ملاقات ها شما استرس و ترس

داشتین؟راز شما برای اینکه مردم دوستون دارن چیه؟
راز من داشتن قلبی صادق و مهربون در ارتباط با مردمه!روابط میان افراد ربطی به سن و سال

نداره!تا زمانیکه قبل شما و کارای شما برای مردمه،مردم هم شما رو دوست دارن و هرکاری

براتون انجام میدن

من کاملا این حرفتون رو درک میکنم.شما الان یکی از بهترین خواننده ها هستین.

چه چیز باعث این شد؟

قرار دادن قبل و روحم درون آوازی که میخونمش.شما باید قبل و وجودتون رو درون شعرتون

نشون بدین تا موفق باشین

پس اینطوره که شما میتونید آهنگاتون رو برای مدت بسیار طولانی در ذهن مردم

نگه دارید!به تازگی شما دارین چند قطعه شعر مینویسین!آیا این کار رو در هر مکان

و زمانی انجام میدین؟
من معمولا وقتی روی تخت دراز میکشم و به آهنگ گوش میدم و یا در ماشین هستم در مورد

شعرام فکر میکنم

خلاقیت شما در چه زمان نسبت به سرودن شعر زیاد میشه؟وقتی که به آسمان و فضا نگاه میکنم!

پس در اون صورت شما خلاقیتتون گل میکنه!حالا میتونین کمی هم در مورد البوم

زیبای خودتو به نام"تنها نیستی"برای ما بگین؟و بگین این چه نوع سبکی ست؟
آهنگ" تنها نیستی" در واقع موضوع و مفهوم اصلیش اینه که "من تنها نیستم پس تو هم تنها

نیستی"تم و رقص این موزیک ویدئو،از سبک رقص نظامی برداشته شده!!!!!!

آهنگ"آیا میدانید"همآهنگی نرم و سخت باهمه!و همچنین آهنگ"هر روز کریسمس هست"هم

برای روز زیبای کریسمس هستش!

در هر ترانه این البوم،میشه احساسات مختلفش رو دید!بنابراین به هنگام ضبط صدا

آیا شما مشکلی نداشتین؟
ضبط آهنگ"تو تنها نیستی"از دوتا اهنگ دیگه سخت تر بود!همینطور قسمت اهنگسازی و

تنظیماتش!آهنگ های"آیا میدانید"و"هر روز کریسمس است"بسیار ایده ها و متفاوت در

اشعارشون هست!بنابراین وقت زیادی بردن!ولی خوشحالم که این پروژه با موفقیت تمام شد!

رابطه شما میان اطرافیان و همکاراتون چطوره؟خدمه و همکاران ژاپنی من،خیلی خوب و خونگرم هستن

عجب!پس ادمای خوبی هستن!در مورد آهنگ"آیا میدانید"میتوانید به ما بگویید که در

این اهنگ جونگمین چه شخصیتی به خودش گرفته و نشون میده؟
شخصی بسیار ملایم که نمیخواد عصبانی باشه و دعوا کنه!

من واقعا شما رو تحسین میکنم!آهنگ"هر روز کریسمس است"چه مدل کریسمس

و سبکی درش نهفته ست؟
یک کریسمس آرامش بخش که میتوان باهاش احساس راحتی کرد

جالبه!پس در این صورت اگه شما دوست دختر داشته باشین در روز کریسمس چه

کادویی بهش میدین؟
اگه یه دوست دختر داشته باشم من گردنبند رو برای کادو دادن بهش انتخاب میکنم!

من واقعا احساس میکنم خیلی بهتر شما رو شناختم و بهتون نزدیک شدم!

حال به عنوان یه خوانندهچه چیزهای دیگری هست که میخواین امتحان کنین و

انجامش بدین؟
فعلا که مشغول فن میتینگ هایی هستم که دارم!بعد از اون میخوام با یه گروه ارکستر

همکاری کنم و سبک جدیدی رو بیارم!

و در آخر؟

امیدوارم

همگی شاد باشین.به زودی میبینمتون!


http://www.lovely-korean.blogfa.com/post-68.aspx

تاريخ یکشنبه ششم آذر 1390سـاعت 21:40 نويسنده غـــزلی| |

یکی هم اینجاست...... تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


ادامـ ــه
تاريخ سه شنبه یکم آذر 1390سـاعت 20:59 نويسنده غـــزلی| |


سلام به همگی . خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ خب خدا رو شکر .

امروز یه سری عکس باحال براتون آوردم .خیلی وقت بود می خواستم براتون بذارمشون اما فرصت نمی شد .عکس بچگیای بچه های دابل اس ! 

خب از لیدر شروع می کنیم!

اینجا تولد یه سالگی شه ! :




این عکس منو یاد کلیپ love ya میندازه ! :

تریپو حال می کنی؟ ! 

اینم یه نمای کلی !:

خب بریم سراغ یونگ سنگ !

احتمالا یونگی هم اینجا یه سالشه !:

خودش گفته اینجا سه سالمه

مشخصه که اینجا بزرگتر شده !:

اینم مال فارغ التحصیل شدنشه:

خب رسیدیم به هیونگ جون !
آخی نی نی نازو !:

اینجا رفته بوده پارک !:

اینجا از پارک برگشته داره اذیت می کنه !

از همون بچگیاش جیغ جیغو بوده !

اونوریه داداششه :

آخی بابا نوئل! خوش به حالتون ما نداریم...

فک کنم رفتن اردو !

اینم دو تا نمای کلی !:

رسیدیم به کیو جونگ خان گل گلاب !:
کلا کیو از بچگیاش درخت می دیده جو گیر می شده! :

کیو : من گلم باز می شم .... !

ورژن قدیمی گونگ !

مسابقه:

کیو جونگ را تشخیص دهید !

اینجا با دوستاش رفته بوده شهر بازی !:

اینجا دیگه تقریبا بزرگ شده.

اینم نمای کلی:

رسیدیم به آخری اگه گفتین کیه؟!

اینجا اوپا کودکستانش تموم شده بوده داشته می رفته دبستان !

کسی می دونه اون دختره کیه؟

اعتماد به نفسسسسسسسسس !

آخی چقد ناز بوده ! (البته هنوز هم هست ! ) 

احتمالا اینجا مزرعه ی مامان بزرگشه !

بدون شرح !!!!

موهاش منو کشته !

اینم از نمای کلی!:

اوفففففففففففففففففف پکیدم چقد عکس .

خوشتون اومد؟ دوس داشتین؟

بای بای تا بعد نظریادتون نره............................................

http://mybestdream.mihanblog.com/post/category/3

تاريخ دوشنبه سی ام آبان 1390سـاعت 22:31 نويسنده غـــزلی| |

Heo Young Saeng عضوی از گروه SS501 است.  در این گروه لقب هایه مختلفی داره که یکی از مشهور ترین این لقب ها صدای طلایی است.

خب ممکنه شما بگید صدا برمیگرده به سلیقه ی هر کسی درست گفتید. ولی صدایه این پسر به خاطره اوج صدا . تغییر صدا هایه بسیار حرفه ای صدایه طلایی شناخته شده. خبر هایه زیادی هست که از این لحاظ همه رو به وجد اورده. یکی از همین اخر خبر ها در سایت ضمیمه خواهد شد . به همراه کلیپ.

یونگ سنگ در ۸ اگوست ۲۰۰۵ به گروه SS501 پیوست. و دقیقا تاریخه تشکیله گروه در همین تاریخ میباشد و هر سال جشن میگیرند.

 

اطلاعات کلی در مورد یونگ سنگ

تولد: ۳ نوامبر ۱۹۸۶ (۱۹۸۶-۱۱-۰۳)
درجه : اوج صدا در اواز
گروه خونی : O

وزن و قد : ۱۷۸cm, 63kg (الان بزرگتر شده ممکنه تغییر کرده باشه)

تحصیلات: فارق التحصیل دبیرستان Hyundai

سرگرمی : بازی های رایانه ای، بسکتبال ، گوش دادن به موسیقی

خانواده : پدر و مادر (کلا یعنی تک بچه)

استعدادها : آواز خواندن، رقص، پیانو

اعضای گروه ss501: کیم هیون جونگ (لیدر) یونگ سنگ (پرنس) کیم کیو جونگcenter پارک جونگ مین س. ک . س. ی کیم هیونگ جون baby

لقب : سمور . شاهزاده ی خجالتی. شاهزاده. پسر بد (bad boys)

یونگ سنگ قبل از پیوستن به گروه ss501 کاراموزه شرکت SM Entertainment بوده. اوکاراموزیه خود رو همراه با افرادی از گروه هایه TVXQ and Super گذرونده مخصوصا Hero Jaejoong, Yesung, and Choi Siwon

او پس از فعالیت هایه خودش در ۸ ژوئن ۲۰۰۵ به گروه SS501 پیوست.

او در ساله ۲۰۰۶ به برنامه ی رادیویی همراه یکی از عضو هایه گروه ss پارک جونگ مین در فعالیت خودش رو در برنامه ی Youngstreet (SBS, 2006) شروع کرد. ولی او به خاطره مشکلاتی که در تار هایه صوتی خویش پیدا کرده بود مجبور شد که بیاد بیرون . و اون یک عمله جراحی بر رویه تار هایه صوتیش داشته (الهی بمیرم)

در ساله ۲۰۰۸ به دلیله فعال بودنه بیش از د دو نفر از افراده گروه. جونگ مین در فعالیت موسیقی خویش. و هیون جونگ در درامه پسرانه گل البوم گروهیه انها به ساله ۲۰۰۹ کشید

در عوض در این مدت نبود این دو اعضایه گروه یونگ سنگ لیدر گروه قرار گرفت. و همراه کیم کیو جونگ و کیم هیونگ جون در تاریخ November 25, 2008 ابلوم U R Man بیرون اومد. در این مدت انها با نام Triple S شناخته شدند به خاطر این که اسم گروه ss501 به معنیه ۵ عضو در یک بدن میباشد. که انها در اون مدت ۳ نفر بودند.

یونگ سنگ یکی از اهنگ هایه زیبایه خودش که در پروژه ای ویژه بود نوشت به اسمه ‘사랑인거죠 (Is it Love?)’ در ساله ۲۰۰۷ در ژاپن. او تنها فردی از گروه است که از هر دو قسمته نوشتن شعر و خوانندگی تشکیل شده است (الهی فداش بشم من)

البوم جدیده او که به صورته تکی خواننده شده بود با توجه و پشتیبانیه طرفدران همراه بود. اهنگ out the club او به عنوان اهنگ هایه غیر اخلاقی شناخته شد. و جز گروه اهنگ هایه بالایه ۱۸ سال شناخته شده است (هه هه)

تاريخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390سـاعت 20:14 نويسنده غـــزلی| |

سلام امیدوارم که ازمطالب خیلی خوشتان امده باشد راستی هرچی دلتون می خواست بگین براتون بزارم نظربرای مطالب یادتون نره.....
تاريخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390سـاعت 19:36 نويسنده غـــزلی| |

Picture

اطلاعات البوم کیم هیونگ جون:

یکی از هنرمندان معروف کره،هیونگ جون هست!

هیونگ میخواد فعالیت انفرادی خود در ژاپن رو رسما شروع کنه

این البوم به احتمال زیاد در ماه مارس منتشر میشه(پس از بستن قرارداد هیونگ با

کمپانی Avex Entertainment در ژاپن)

کیم هیونگ جون در مورد این کمپانی اظهار کرد:"من واقعا خوشحالم که میتونم با این

کمپانی خوب کار کنم!در حال حاضر مشتاقانه دنبال یادگیری چیزهای جدید در سال

 2011 هستم!امیدوارم بتونم سبک مخصوص خودم رو  در دو کشور کره و

ژاپن گسترش بدم."

کیم هیونگ جون از 23 فوریه کار خود بر روی این البوم رو شروع میکنه!(یک روز قبل از تولد

کیم کیو جونگ اوپا!)

قیمت سی دی البوم:

¥ 2،100

قیمت سی دی عکس های البوم(16 قطعه عکس لوکس):

¥ 2،100

قیمت دی وی دی عکس ها و البوم باهم:

¥2،940

کمپانی  Avex Entertainment  اعلام داشت که:"ما خیلی خوشحال میشیم که با

کیم هیونگ جون کار کنیم.هیونگ در حال حاضر دارای جایگاه برجسته ای ست.

او خواهد توانست نه تنها در کره و ژاپن سبک مخصوص خودش رو گسترش بده

بلکه در کل اسیا موفق خواهد شد"

تا 23 فوریه،هیونگ جون در حال کار برای تئاتر "کافئین" است!

و بعد از 23 فوریه که پرونده این تئاتر بسته میشه،او خود رو برای انتشار البوم جدید

به زبان ژاپنی در ماه مارس اماده میکند!

به امید و ارزوی موفقیت برای هیونگ گلمون.فایتینگ..


خب این خبر در مورد پیامیه که کمپانی هیونگ جون(کمپانی کره ای)برای طرفدارا

فرستاده:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/7460399_orig.jpg

"سلام این S-Plus Entertainment است

با تشکر از همگی شما برای نشان دادن عشق و توجه زیاد به هیونگ جون.

کیم هیونگ جون فعالیت های تبلیغاتی خودش رو برای البوم سولوش در

نمایشگاه کره جنوبی برگذار میکنه

این برنامه در 5 مارس برگذار میشه.از همگی درخواست داریم که به این

نمایشگاه بیاین.

اطلاعاتی در مورد قیمت بلیط و...را در آینده مشخص میکنیم.

با تشکر از شما"


خبر بعدی در مورد کیم کیو جونگ و هو یونگ سنگ هستش!:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/8641877_orig.jpg?236

طبق امارگیری های مختلف مشخص شد که Ss501 ، محبوب ترین گروه در کشور"ترکیه"

است!طبق مصاحبه ای که با آژانس B2M داشتن از یونگ سنگ و کیو جونگ خواسته

 که به ترکیه سفر کنن!(از این به بعد سفر به ترکیه جزء تور اسیایشون باشه!)

~~~~~~~~~~

وااااااااایییییییییییی جیگرا دارن میرن ترکیه!!!!!!!!!!!!!!!!!در چند قدمی ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

بلند شین بریم!من که میرم اگه اومدنشون به ترکیه قطعی باشه!که ایشالاااا هست!

ای خدا دعا کنین بیان!


اینم یه خبر از هیون جونگ اوپا:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/5706828.jpg?365

رسانه های کره اعلام کرده بودن که البوم هیون جونگ به پایان رسیده و کامل شده!

اما هیون جونگ این گزارش رو تکذیب کرد و گفت هنوز البوم ناقصه و باید روش کار شه!

کمپانی هیون گفته:"البوم هیون منتشر میشه ولی هنوز هیون کاملا اماده نیست

برای برگشت به روی صحنه!هنوز ما داریم روی اهنگ ها و مفهومشون کار

میکنیم"

هیون جونگ گفت:"من سعی خودم رو میکنم که یکی از بهترین البوم هام رو به

زودی منتشر کنم"(آخی هولش نکنین طفلک رو!)

مدیر عامل کمپانی هم اظهار داشت که:"هیون نمیخواد تا قبل از اینکه البومش رو

منتشر کنه مشغول کار دیگه ای بشه!او بسیار بلندپروازانه به کار روی البومش

ادامه میده.بنابراین باید بتونه خیلی خوب تمرکز کنه!(یعنی هیون روهولش نکنین)


امروز دور،دور هیونگه!

حالا چندتا عکس از هیونگ نازی:

نایت اسکین

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/3131993_orig.png

اینم یه عکسش با یکی از دوستای صمیمیش:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/9930426_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/4498046_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/8978104_orig.jpg

اینم مال تقویم 2011 هستش:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/8959352_orig.jpg

آخی داداشی چرا اینجا چشماش قرمزه؟؟یا خوابش میاد یا خدای نکرده گریه کرده! 

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/9667024_orig.jpg

اینا عروسک های هیونگ و داداش کی بوم هستن!:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/7090104_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/5332599_orig.jpg

بلللللللللللللللللله!

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/6342833_orig.jpg

خب این عکس پایین زیر شیرونی خونشون هست که به عنوان اتاق کامپیوتر و مطالعه

استفاده میشه:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/1452852_orig.jpg

آخی!نی نی مون خوابیده:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/7922215_orig.jpg

خب این دوتا شیطون رو هم که میشناسین!بلههه درسته تام و جری معروف خودمون:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/1247200_orig.jpg

اگه کسی فهمید دلیل این قیافه هیونگ چیه به منم لطف کنه یه توضیح بده:



http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/6873274_orig.jpg

حالا هم یه چندتا عکس اسپانسری:

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/562948_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/6744416_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/9033822_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/6653807_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/717650_orig.jpg

http://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/9205460_orig.jpg

چه ساعتی!

http://ss501mylove.blogfa.com/post-142.aspxhttp://ss501germany.weebly.com/uploads/4/7/0/2/4702749/1408464_orig.jpgنظریادتون نره....

تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390سـاعت 21:1 نويسنده غـــزلی| |

:

Kyu Jong's Message: Long Time No See...

 

 

I was about to go to sleep when I saw Kyu Jongie left a message at DSP website! He must have felt that we miss him so much! He told us not to worry because they are doing well and reminded us that we are growing old together! So sweet! Come back soon Kyu! Aaah, I miss this guy so much!

پیام کیو جونگ : زمان طولانی برای دیدن وجود ندارد.....

 

کیو جونگ پیامی رو در سایت DSP برای طرفدراش گذاشته بود...آخی حتما فکر کرده بعد این مدت ما فراموشش کردیم.......توی پیامش گفت که زیاد نگران نباشین چون ما خوب کار میکنیم و ما رو به یاد بیارین که ما 5تا باهم درحال بزرگشدن هستیم(همون داریم باهم پیر میشیم....)پس شیرینک های من کیو به زودی برمیگرده!آه ه ه !من دلم برای این پسرا تنگ شده...(آره کیو آیی گفتی!!!!!!!)البته فکر کنم قدیمیه اما خیلی باحاله...(ماله سه سال پیش)

خب اینم متن پیام :

Eeyah...It’s been a long time... Really long time...^

 

Actually, my notebook... Hmm... I went on vacation to LA with Youngsaeng... T

Without any reasons, my notebook... Hard disk spoilt... That’s why!! I took out the old one I had used before and try to use

آه ه ه ه...این مدت واقعا طولانی بوده ....اون هم خیلی طولانی...
درواقع نوت بوک من.. هییم... من در حال مسافرت به لسانجلس هستم البته با یونگ سنگ...هیییییییی
بدون هیچ دلیلی، نوت بوک من(چرا همش میگه نوت بوک من بابا اگه خرابه بگو خرابه دیگه)هارد دیسکت خرابه(آها پس خرابه!!!!)به همین دلیل(فکر کنم شنید چی گفتم)
من قدیمی ترینشون روبا خودم  آوردم و سعی کردم که استفادش کنم.

It works!! Woah... It’s a little slow but ^^ well, it’s good~~

Well!! Pretties... hmm

Did you put up with the typhoon well? T Because the wind was blowing so strong last night, I didn’t get a wink of sleep... T

I was worrying over the windows and doors... heuk...

Thanks to that, I was able to sleep the whole day today...^^

Is everyone doing good..?!!

Hee all of us are doing well!!!

I know that everyone is worrying about us...^^ But it’s really fine that you don’t have to worry!!

کار کرد!!واو...یکمی سرعتش کمه... اما.. ^_^.باشه خوبه...

خب!!!الان بهتره...هییم...

آیا با گردباد خوبید؟(کدوم گردباد؟!!!!)به دلیل وزش شدید باد در شب گذشته...من یک لحظه ام خوابم نبرد(الهیییییی)

پنجره ها و در درها نگران کننده بود... Heuk
اما خوشبختانه من تمام طول امروز رو خوابیدم... ^_^

آیا همه خوب هستن؟!!!

هی  هی همه ی ما خوبیم!

من میدونم که همه ی شما نگران ما هستید...^_^اما همه چیز واقعا خوبه و نیازی نیست که نگران چیزی باشید...

We have always been good Hee ^^ don't you remember?! Our groundless confidence (*a phrase they used when they had their debut stage, shown in m! pick) Hee!!

We will always bravely and confidently go on!!

Because we are getting older, hyungs grew more moustaches... Hee nevertheless, please continue to like us Hee

Maybe my mind is still a high school student!! Hee But... I’m already mid-twenties!

It seems like yesterday that we wore uniform and practiced singing together...^^

Anyways!! School reopened recently right?!! Because holiday ended~~ everyone let’s aja Fighting!!!

Always aja (work hard) while smiling!!! ^^

Everyone knows that even if each of us live enjoyably, there are busy times right?!!

All of us are connected with affinity like this..!! Always live your life enjoyably and happy ^^

Remember that we said to grow old together?! I will add one more! Grow old while smiling together

Us, together^^ He Annyoung~

ما همواره خوب هستیم.هی^_^آیا به یاد نمی آورید؟؟!اساس اعتماد به نفس(آنها این عبارت رو زمانی به کار میبرن که اولین مرحله ی فعالیتشونه)هی^^

ما همیشه شجعانه و با اطمینان پیش خواهیم رفت!

چون ما بزرگتر میشیم،هیونگ داره سیبیل ها ی بیشتری در میآره(ااااااااااا کیو این چه حرفی بودددددددددد!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟)هی هی با این حال لطفاا علاقه ی خود را به ما ادامه بدید.هی^^

شاید عقل من هنوز به اندازه ی دوره ی دانش آموزی ام در دبیرستان باشد!هی^^ اما من در حال حاضر در اواسط بیست سالگی هستم!(تقریبا 3 سال پیش واییییییی )

مثل اینکه همین دیروز بود که ما یونیفرم های خودمون رو میپوشیدیم و آواز خوندن رو تمرین میکردیم...^^

بگذریم!!بازگشایی مدارس به همین زودیاست؟!آخه تعطیلات تموم شده~~همه بیایید تلاش کنیم(LET'S AJA FIGHTING)

همیشه سخت کارکنینajaدرحالی که لبخند برلب دارین!^^

هرکس میداند که ما هرچقدر با خوشی زندگی کنیم زمان های پرمشغله ای نیز داریم.درسته؟!!

همه ی ما به دنبال این هستیم و به هم وصل شدیم تا زندگی شاد و لذت آنگیزی رو داشته باشیم.!!

به یاد داشته باشید که ما گفتیم که با یکدیگر پیر خواهیم شد(همیشه با هم خواهیم بود.)

همه همراه باهم...^^

هه هه

Annyoung

 

I know that the night must end...

And that the sun will rise...

And that the sun will rise...

I know that the clouds must clear...

And that the sun will shine...

And that the sun will shine...¢½^^

 

During my trip to America... I watched the Lion King Musical...this part touched my heart...^^

We smile together. Everyone together...^^

من میدونم که شب باید پایان یابد...

و خورشید طلوع خواهد کرد...

و خورشید طلوع خواهد کرد...

من میدونم که ابر ها باید روشن باشند...

تا خورشید بدرخشد...

¢½^^تا خورشید بدرخشد...^^

در طول سفرم به آمریکا به شیر شاه نگاه کردم این بخش از آهنگ آن قلب مرا لمس کرد(منظور ازش خوشم اومد)...^^

همه باهم لبخند خواهیم زد...همه باهم...^^نظریادتون نره

http://kimkyujung.blogfa.com/cat-80.aspx

تاريخ چهارشنبه یازدهم آبان 1390سـاعت 19:16 نويسنده غـــزلی| |

-آیا میدونید یونگ سنگ خیلی دوست داره از خودش عکس بگیره وهرجا که میره از خودش عکس میگیره و حافظه ی گوشیش از عکس های خودش پره؟ ۲-آیا میدونید هیونگ جون وقتی کار بدی میکنه و یا کاری رو خراب میکنه صورتش رو میپوشونه ویا دستش رو میاره جلوی صورتش؟(آخه هیونگ من طاقت حقارت نداره) ۳-آیا میدونید برای این به هیونگ جون میگن بیبی چون خیلی احساساتیه و خیلی سریع گریه میکنه؟ ۴-آیا میدونید جونگ مین در سن ۱۵ سالگی از روی پشت بوم خونه ی مادربزرگش افتاد و ۲تا از انگشت های پاش شکست؟(ای جان جان) ۵- آیا میدونید هیون جونگ یه سگ داشته به اسم جک سالی اما اون به رحمت خدا رفت و داداش هیونم نتونست دوریه اون رو تحمل کنه برای همین رفت یه سگ دیگه خرید شبیه همون و همون اسم رو روش گذاشت؟(خدا رحمتش کنه سگ بیچاره رو ) ۶-آیا میدونید که توی گروه دابل اس کیو جونگ یه ماهی داره.جونگ مین یه سگ یه اسم تام توک داره.هیونگ جون یه سگ به اسم شکلات داره(چون رنگش شبیه شکلات)و هیون جونگ یه سگ داره به اسم جک سالی؟(ما شاالله اینا باغ وحش دارن؟) ۷-آیا میدونید هیون جونگ وقتی دوران دبیرستان میخواسته از مدرسه جیم بشه از روی دیوار پریده و زیر چشمش ۲تا بخیه خورده؟(پس اینا هم از اینجور کارا میکنن) ۸-آیا میدونید یونگ سنگ از غذاهای دریایی خوشش نمیاد؟(وقتی من میخوام اذیتش کنم براش غذای دریایی درست میکنم به زور به خوردش میدم) ۹-آیه میدونید احساساتی ترین فرد توی گروه هیونگ جونه؟وپر سرو صداترین و بانمک ترین فرد گروه کسیه که بقیه رو بیشتر اذیت میکن=جونگ مین ؟(البته همشون بانمکن) ۱۰-آیا میدونید کیو جونگ دوران دانشگاه با یکی دعواش شده و زده دماغ یارو رو شکونده ولی الان همون شخص بهترین دوستش؟(داداش کیو همینطوریه دیگه) ۱۱-آیا میدونید اولین بوسه ی یونگ سنگ تو دو ران کود کستانش بوده؟(جدی جدی داداش یونگ سنگ هم یه طوریش میشه ها) ۱۲-آیا میدونید هیونگ جون از مادرش خیلی میترسه اما عاشقشه؟() ۱۳-آیا میدونید جونگ مین هم سن خواهر زادشه؟(چجوری میشه؟یعنی مادر جونگ مین اون رو در چند سالگی زایید؟) ۱۴-آیا میدونید هیونگ جون و یونگ سنگ از استیوی وندر توی کاراشون الهام میگیرن؟(ها؟چی؟خودم هم نفهمیدم منظورشون چیه) ۱۵-آیا میدونید افراد گروه.هیون جونگ رو ترسناک میدونن.چون توی کارا بسیار سخت گیر و جدیه؟(یعنی اینقدر ترسناکه؟) ۱۶-آیا میدونید هیونگ جون در بچگی آسم خفیف داشه و تو بچگی از اسپری استفاده میکرده و با آنفولانزایی گرفت خفیف تر شد و اما حالا داره با قرص کنترل میکنه.(الهی سریع تر خوب بشه) ۱۷-آیا میدونید اسم برادر هیون جونگ یانگ جونگ ـ خواهر کیو جونگ تون آه ـ اسم برادر کوچک تر هیونگ جون کی بوم که توی گروه یو کیس مشغول به کاره.اما جونگ مین هیچ وقت اسمی از خواهر برادراش نبرده.
تاريخ سه شنبه دهم آبان 1390سـاعت 22:41 نويسنده غـــزلی| |




Divider Graphics and Scraps


کیم هیون جونگ و جونگ سو مین برای کنفرانس مطبوعاتی سریال که 26 آگوست در هتل قصر سلطنتی برگزار شد جلوی دوربین ها ژست گرفتند
در طول کنفرانس مطبوعاتی میزبان این کنفرانس مطبوعاتی بارها مجبور شد در طول مصاحبه تکرار کند: هواداران کیم هیون جونگ میشه لطف کنید و برای کمک به جریان مصاحبه از سالن خارج بشید؟
برنامه به دلیل محبوبیت کمیک ژاپنی با مشارکت کارگردان هوانگ این رو کارگردان سریال موفق گونگ (قصر) علاقه مردم را به خود جلب کرده است
و حتی قبل از شروع تولید سریال بعد از اعلام حضور کیم هیون جونگ، سریال داغی بوده است


این علاقه در ریتینگ سریال منعکس خواهد شد؟


از بازی در این سریال چه حسی دارید؟جونگ سو مین: من بدون این که چیزی بدانم وارد سریال پسر بد شدم اما این بار سعی دارم مراقب باشم و به چیزهای زیادی توجه کنم
کیم هیون جونگ: روی نقطه ضعف هایی که دارم کار می کنم. نمی خوام توانایی های بازیگریم به رسمیت شناخته بشه فقط می خوام مردم احساس کنند که برای این نقش تلاشم را کرده ام. فکر می کنم سریال های اخیر خیلی جدی بوده و هیچ کدام جو شاد و دلپذیری نداشته بنابراین امیدوارم بینندگان موقع تماشا از سریال لذت ببرند


کارگردان هوانگ این رو، شما دوباره همچون گونگ مشغول شرح یک داستان عاشقانه بین یک پسر و دختر جوان هستید. پیغامی که می خواهید منتقل کنید چیست؟
امیدوارم مردم به محض دیدن این شخصیت های درخشان و خوش رو، احساس کنند که آنها با هم دلنشین هستند و دوست داشتنی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نظرتان درباره سری اصلی کمیک چیست؟
وقتی دفعه اول آن را خواندم احساس کردم جذاب است. اما هر قدر بیشتر از نزدیک برای تولید بررسی اش کردم، بیشتر متوجه شدم چرا مردم از آن لذت می برند و چیزهایی را دیدم که نباید از قلم بیندازم. گرچه آسان نبود که طبق جریان کمیک پیش رفت. ما باید نشان می دادیم که هر دو وارد دانشگاه می شوند اما کره و ژاپن سیستم آموزشی متفاوتی دارند به همین خاطر هنگام عوض کردنش اوقات سختی داشتم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

کلیپی که پخش شد نشان داد که بسیار به کمیک شبیه است
داستان بر پایه یک کمیک است. بنابراین تلاش کردم نقاط قوتی که کمیک داشت را منتقل کنم. و موضوع نشان دادن این بود که چه طور عشق بین یک دختر و پسر تحقق پیدا می کند به همین خاطر سعی دارم احساسات جوان ها را نشان دهم. در صحنه هایی که او هانی تصور می کند، سعی دارم بیشتر شبیه کمیک به نظر برسد. اما برای این کار هم محدودیتی هست چون بر حسب عرف، آزادی زیادی وجود ندارد بنابراین سعی دارم از طریق حالات خود بازیگر به تصویرش بکشم


چرا از کیم هیون جونگ و جونگ سو مین بازی گرفتید؟
به نظر می رسید آنها شخصیت هایی هستند که از کمیک بیرون آمده باشند و فکر می کنم تا این جا در نشان دادن چیزی که من می خواستم موفق بوده اند بعضی چیزها هست که هنوز در آن ضعف دارند و این به این دلیل هست که هنوز تازه کارند اما فکر می کنم این بیشتر مناسب سریال باشد


کیم هیون جونگ، شما نقش بک سونگ جو که نابغه است و در همه کار استاد، را بازی می کنید. در هنگام بازی این نقش فشاری رو احساس نمی کنید؟
نه تنها او در درس هایش موفق است بلکه در ورزش هم همین طور بنابراین باید حالت درست را حتی هنگام دوی سرعت یاد می گرفتم و چون او نابغه است باید وقتی به جونگ سو مین درس می دهم خونسرد باشم. به همین خاطر خیلی سخت است. (می خندند) حتی سعی می کنم دیالوگ هایم را بلند بر زبان بیاورم چون فکر می کنم در پسران گل زمزمه می کردم


جونگ سو مین، شما این نقش را درست بعد از پسر بد قبول کردید. سخت بود؟
اوقات سختی داشتم. فیلمبرداری ها کمی روی هم افتاده بود و دو شخصیتی که من به عهده داشتم به حدی متفاوت بودند که تحت فشار بودم چون می ترسیدم نتوانم از عهده اش بر بیایم. فکر می کنم حالا که یکی تمام شده است پیشرفت کرده ام


شخصیت او هانی از جهاتی شبیه به شما هست؟
شخصیت مونت در پسر بد از جهاتی به من شبیه بود و فکر می کنم در مورد این شخصیت هم همین طور است. به این صورت که جنبه هایی از وجودم را به حداکثر رسانده باشد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تمام شخصیت ها جنبه های غیرواقعی هم دارند. تفسیر شما از شخصیت خودتان چیست؟
کیم هیون جونگ: هر قدر بیشتر غیرواقعی باشند فکر می کنم بیشتر بتوانم جنبه های منحصر به فردشان را به تصویر بکشم تا در درام های مرسوم. بک سونگ جو یک نابغه است و گاهی اوقات از کلماتی استفاده می کند که من معمولا استفاده نمی کنم و در این وقت ها اوقات سختی دارم. در صحنه های مرتبط با درس خواندن، باید طبیعی باشم به همین خاطر همان قسمت ها را مطالعه می کنم و مطمئن می شوم که می فهمم. به حدی برای این سریال مطالعه می کنم که در دوران دبیرستانم نکردم


کدام قسمت ها توجه زیادی برای بنا نهادن شخصیتتان می طلبد؟ تفاوت بین این نقش و یون جیهو چیست؟
وقتی نقش یون جیهو را بازی می کردم، سعی داشتم فرد دقیقی باشم، به همین خاطر حتی به صدای نفس زدنم هم اجازه خروج نمی دادم. اما فکر می کنم این بار بتوانم بیشتر سر و صدا کنم (می خندد) فکر می کنم صحنه هایی باشد که تصویرم را نابود می کنم و سعی دارم خلق و خوی پرخاشگری را نشان بدهم چون باید گستاخانه تر از یون جیهو صحبت کنم


هنگام بازی کردن نقش یک نابغه که در همه کار استاد است خودتون رو ضعیف احساس کردید؟
در حین فیلمبرداری دیروز، صحنه ای بود که او هانی به من می گفت: تو توی همه چیز ماهری، دویدن هم همین طور… که من جواب دادم: بله، من توی بسکتبال و شنا هم ماهرم اما کمی خجالت کشیدم چون من نابغه نیستم (می خندد)


خواننده ها و بازیگرها در محیط متفاوتی کار می کنند. به محیط خوب عادت کردید؟کیم هیون جونگ: تلاشم رو می کنم. خواندن یعنی یک اجرای سه دقیقه و سی ثانیه ای اما سریال یعنی انتظار کشیدن و آماده شدن برای مدت زمان طولانی و بعد فیلمبرداری در ساعات طولانی که نتیجه در روز پخش مشخص خواهد شد. فکر می کنم به همین دلیل این انتظار هیجان بیشتری دارد. اما به عنوان یک خواننده، کاری که مدت ها انجام دادم بیشتر احساس راحتی می کنم


بازی کردن نقش یک دانش آموز دبیرستانی چه طوره؟ شما در پسران گل هم چنین نقشی رو به عهده داشتید
راستش قبل از مصاحبه فکر می کردم که این آخرین نقش من به عنوان یک دانش آموز خواهد بود. نقش های متفاوتی هست که دوست دارم بازی کنم اما فعلا باید این خواسته رو کنار بگذارم


به شما لقب “هالیو استار” نسل بعد داده شده. در رابطه با فعالیت در ژاپن چه برنامه هایی دارید؟
راستش این لقب مثل یک حباب می مونه. وقتی به ژاپن میرم، زیاد بیرون نمیرم و نمی دونم آیا محبوبم یا نه و فکر نمی کنم تونسته باشم در آسیا پیش روی کرده باشم. شنیدم که چند تایی هوادار منتظر من هستند (می خندد) بنابراین هر قدر هم تعدادشون کم باشه، دوست دارم بعد از پایان این درام به تور آسیایی ادامه بدم


فکر می کنید محبوبیت یا زندگیتون تغییری کرده؟
من قبلا این طور بودم و از حالا به بعد هم همین طور خواهد بود… من حریصانه زندگی می کنم. فکر می کنم باید باز هم بیشتر تلاش کنم چون تعداد افراد بااستعدادی که روی صحنه میان بیشتر میشه


به یونگ جون درباره این سریال چه گفتند؟
گفت که گهگاهی سریال رو نگاه می کنه


اغلب او رو می بینید؟ وقتی همدیگرو دیدید درباره چی صحبت می کنید؟
فکر می کنم هفته ای دو یا سه بار همدیگرو می بینیم. به من گفت که باید برای این سریال بیشتر تلاش کنم (می خندد) و وقتی همدیگرو ملاقات می کنیم من چای سبز می خورم و او قهوه. خیلی درباره کار صحبت نمی کنیم. درباره چیزهایی حرف می زنیم که بقیه حرف می زنند (می خندد)


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

شما فکر میکنید که با داشتن یه چهره زیبا مثل کیم هیون جونگ ، اون احتمالا نمیتونه ظاهری پیچیده داشته باشه.


با این حال روز 24 سپتامبر ، این بت طی مصاحبه ای در برنامه ی پخش تلویزیون شبکه MBC اعتراف کرد :

“من در اصل هیچ چیز پیچیده ای در مورد اینکه چهره ام صاف به نظر برسه ندارم. اما انگار تکنولوژی امروز خیلی HDTV متمرکزشده ، احساس میکنم که مردم تمام رازهایی که من میخوام از عموم پنهان کنم پیدا میکنن

از این گذشته زمانی که گزارشگر از کیم هیون جونگ پرسید” احساس میکنی چه شباهتهایی بین تو و شخصیت Baek Seung Jo در Playful Kiss وجود داره؟” کیم هیون جونگ به شوخی جواب داد :”فکر کنم اون قسمتی که IQ اش 200 هست.” که باعث خنده ی گزارشگر شد.


Divider Graphics and Scraps


چندین  سایت پروتال  چینی مثل : مثل سوهو ، بیدو ، گوگل ، سینا دات کام ، اخیرا از بازدیدکنندگان سایتشون پرسیدن که محبوب ترین  ستاره آسیایی کیه.


کیم هیون جونگ با داشتن  3068 رای ( 19.2 % )  احتمالا به خاطر پخش آخرین سریالش بوسه شیطانی  که در حال حاضر در چین پخش میشه انتخاب شد. با اینکه کیم هیون جونگ به دلیل اینکه عضوی از گروه ss501  هست محبوبه، اون به اندازه کافی نسبت به ستاره های دیگه حاضر در لیست مثل rain  و tvxq محبوبیت نداشته .


پشتیبانی از سریال های کره ای هنوز هم  نفوذ زیادی در چین داره.


با دیدن نتایج 2تا 10 می تونین ببینین که  سریال ها همچنان  محبوب تر می شوند. سونگ سئونگ هیون بازیگر سریال پرنسس من با  1684 رای ( 10.5 % ) در جایگاه دوم قرار داره.  یونا عضو گروه سونیوشیده به خاطر سریال تو سرنوشت منی با 1259 رای (7.4 % ) سومین نفره.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نفرات چهارم تا دهم هم  اینا هستند:


4. رین 1190  رای(7.4 %)


5. یونهو tvxq  1148 رای ( 7.2 % )


6. لی وان 991 رای (6.2 % )                                                                                     


7. لی سونگ گی  682 رای (4.3 % )


8. هیچول super junior   600رای (3.7 % ) (( این یکی خیلی مهمه ولی رتبه اش زیادی پایینه. ))


9. کیم جونگ هون  529 رای  ( 3.3 % )


10 . مون گیون یونگ  291 رای ( 2.5 % )

نایت اسکین
                                 Divider شکلک های شباهنگ

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

http://shahrokhkhan.parsiblog.com/Archive/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87+%D8%A8%D8%A7+%D9%83%D9%8A%D9%85+%D9%87%D9%8A%D9%88%D9%86+%D8%AC%D9%88%D9%86%DA%AF/

تاريخ دوشنبه نهم آبان 1390سـاعت 21:58 نويسنده غـــزلی| |


http://ss501thebest.blogfa.com/post-38.aspx

تاريخ جمعه ششم آبان 1390سـاعت 16:30 نويسنده غـــزلی| |


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب دیگه تمومید...بای بااااااااااااااااااااااااااااااای

http://ss501thebest.blogfa.com/cat-4.aspx

تاريخ پنجشنبه پنجم آبان 1390سـاعت 21:10 نويسنده غـــزلی| |

شایدبرای شما هم جالب باشه که بخواین عکس های بچگی جونگمین جونی رو ببینین:

http://sungtarlan.blogfa.com/cat-109.aspx

تاريخ پنجشنبه پنجم آبان 1390سـاعت 17:45 نويسنده غـــزلی| |

هیونگ جون (( baby گروه … ))

و در آخر هم بریم سراغ baby گروه … خوب پسر بچه ای كه در یك روز تابستونی در سال 1987.8.3 به دنیا امد .. اون فرزند بزرگ خانواده بود .. اون عاشق مادرشه .. و حاضره برای مادرش هر كاری كنه … اون در مدرسه شبانه روزی با یكی از اعضای گروه (( جونگ مین )) هم كلاس بوده … كسی از كجا می دونست این پسر بچه لاغر اندام یك روز عضو كوچك یكی از گروه های پر طرفدار آسیایی میشه …

صدای اصلی گروه هیونگ جون … خیلی مهربون و احساساتیه .. كسی كه نمی تونه جلوی اشكاش رو بگیره .. دوست نداره بزرگ بشه و همیشه از سنش كوچیك تره .. اخلاق بچه گونه ای داره … در این مورد كیو جونگ میگه : هیونگ جون .. احساساتی گروه .. خیلی آرومه با همه كنار می یاد … زود اشكش در می یاد … مثل بچه هاست .. راحت می تونی بفهمیش … دوست داره احساساتش رو بروز بده .. من عاشق این رفتارشم .. كاش منم اونجور بودم …

هیونگ جون عاشق دوستاشه .. حتی دوست نداره به تار موی یكیش هم چیزی بشه .. اون با اینكه رفتاری مثل بچه ها داره اما در واقع آدم سر سختیه .. خیلی شیطونه و شلوغه .. وای عاشق كل كل كردنه .. در این مورد جونگ مین میگه : هیونگ جون .. دوست داره كل كل كنه .. كم هم نمی یاره .. شیطونی شلوغیش بگیره .. به به .. دیگه كسی نمی تونه جلوشو بگیره .. اما فكر كنم در این مورد رقیبش منم ….. هیونگ جون نباشه .. من مهترین چیزم تو زندگی رو گم كردم .. خیلی دوستش دارم ..

هیونگ جون وسواس داره .. كمی به تمیزی .. درست مثل هیون جونگ .. اون نمی تونه جدی باشه .. جدی بودن رو دوست نداره اما گاهی وقت ها فكر كنم جدی بودن بهش لازم بشه … در این رابطه یونگ سنگ میگه : هیونگ جون راحت میشه در سه كلمه توصیفش كرد .. بچه و احساسات و مهربان … این خصوصیات هیونگ جونه .. از بچه بچه تره .. اما در واقع خیلی مهربون و احساساتی .. نمی تونه جدی باشه .. اگه قیافه جدی به خودش بگیره .. خیلی خنددار میشه … دوست داره .. در همه چیز موفق بشه .. برای این هم همه كار می كنه … دوست دارم این اخلاقش رو .. هیونگ جون همیشه خودش رو نشون میده …

هیونگ جون خوش خوابه اما راحت بیدار میشه .. خیلی پر خوره .. تندتند هم غذا می خوره .. عاشق مادرش هست ..  خیلی هم به مادرش وابسته هست .. تو گروه بیشتر از همه اعضا ء به هیون جونگ وابسته هست .. عاشق حیوانات خانگی هست و یك سگ داره به نام شكلات … از اخلاق های بدش میشه به بی فكر بعضی كارا رو كردن و زود عصبی شدنش اشاره كرد .. در این مورد هیون جونگ میگه : هیونگ جون یهو یه حرفی رو میگه .. چند دقیقه بعد می فهمه اشتباه بوده .. سعی می كنه اشتباهش رو جبران كنه .. ما دیگه به این كارش عادت كردیم .. زود عصبی میشه و زود هم آروم .. وقتی عصبی بشه یا دادی میزنه .. میره اتاق درو می كوبه .. بعد 5 دقیقه بر می گرده انگار چیزی نشده … همه چیز از اول … همه رو خوب درك می كنه .. اون برادر كوچك منه كه عاشقشم ….

هیونگ جون همیشه یكی از حامیان گروه بوده .. درسته مثل بچه هاست اخلاقش اما همیشه بهتر از بزرگتر ها بوده … اون عاشق دوستاشه .. در همه مدل از دوستاش حمایت می كنه و همیشه كنار دوستاشه … گروه در این مورد مشتركه كه این خصوصیت هیونگ جون رو توصیف می كنه بچه بودنش و احساساتی بودنش …. هیونگ جون احساسات گروهه .. هیونگ جون از تاریكی و تنهایی و جانواران دریایی می ترسه.....  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 


http://fghiting-ss501-n.mihanblog.com/post/15

تاريخ سه شنبه سوم آبان 1390سـاعت 16:34 نويسنده غـــزلی| |

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بچه ها مطمئنین این واقعا سگه؟؟؟...به عروسک بیشتر شبیهه!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390سـاعت 19:47 نويسنده غـــزلی| |

 

 

 

*متولده 6/6/1986

 

*لقبش : سگ یا گاوه (واااااااااااااا...)

*قدش :182

 

 * وزنش : 63

 

*گروه خونیش :B

 

 *تخصصش در زدن پیانو. رقص . گیتار هستش

*سرگرمی هاش شنا / فوتبال / بسکتبال /ورزش های روزانه هست.

*اعضای خانوادش : پدر / مادر / برادربزرگترش/مادربزرگش

 

رنگ موردعلاقش : مشکی *

 

اولین کاری که بعد از بیدارشدن از خواب انجام میده اینکه *

گوشیشو چک میکنه

یه سگ داره که اسمش jakdalie*

چشاشو جراحی لیزر کرده چون شماره چشمش 4 بوده.*

 

*به عبارتی میشه گفت مخ ریاضی بوده ولی بخاطر خوانندگی

  بیخیال ریاضی شده.

*معتقده همسرش نباید ازش انتظاره زیاد رمانتیک بودنو داشته

.  باشه

*بیشتر دوران بچگیش با مادربزرگش زندگی کرده و واسه

 همینم میگه عاشق مادربزرگشه.

 

*عاشقه فوتبال بازی کردن با همسایه هاشه.

*یه زخم کوچیک روی بازوی سمت راستش داره .

 

*اهل ابراز احساسات نیست و میگه اگه ناراحت بشه وقتی همه

خوابیدن گریه میکنه.

*بچه که بوده همه همسایه ها بهش میگفتن چشمات خیلی خوشگله (عجیبه ها.....)

 

*بازیگر نقش جیهوو در سریال پسران فراتر از گل هست.

 

*در سریال بوسه شیطنت آمیز بازی کرده.

 

*لیدر گروه SS501

 

 


نhttp://m2-1372.blogfa.com/cat-15.aspx

تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390سـاعت 19:41 نويسنده غـــزلی| |

ss501

 

 

 

 

             

 

      

 

           

 

            

 

 

        

 امیدوارم خوشتان بیاید....

http://m2-1372.blogfa.com/post-40.aspx

تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390سـاعت 19:37 نويسنده غـــزلی| |

   

1- آیا می دانستید كه هیون جونگ از تخم مرغ متنفره … و عمرا تو دهنش تخم مرغ نمی

ذاره چه در غذا چه همین جوری …

 

2- آیا می دانستید كیو جونگ به موی حیوانات حساسیت داره و تا حدی ازشون می ترسه اما

دوست داره یه روزی یدونه سگ داشته باشه …

 

3- آیا می دانستید یونگ سنگ چقدر به موهاش حساسه وقتی به موهاش شونه می كشه اگه

كمی از موهاش بریزه زودی میزنه زیر گریه …

 

4- آیا می دانستید هیونگ جون تا حالا دوچرخه سواری بلد نبوده اما به خاطر برنامه

تلویزیونی كه اجرا می كرده مجبور شده بره دچرخه سواری یاد بگیره …

 

5- آیا می دانستید جونگ مین در واقع می تونه هر زبان دنیا رو اگه بخواد یاد بگیره

در عرض 3 ماه به صورت كامل یاد میگیره .. تا الان نیز چهار زبان رو بلده .. كره ای

و ژاپنی و انگلیسی و چینی …

 

6- آیا می دانستید اگه با یك پرنده خونه هیون جونگ برین هیون جونگ عمرا پاشو بذاره

اون خونه .. چون از پرندگان می ترسه …

 

7- آیا می دانستید كه از نظر گروه مهربون ترین و با محبت ترین فرد جونگ مین هست ..

 

8- آیا می دانستید یونگ سنگ چقدر به لباش و پوستش حساسه .. فقط كافی یك جوش روی

صورتش در بیاد كه واویلا …

 

9- آیا می دانستید كه هیونگ جون به سختی می تونه با حیوانات رابطه برقرار كنه .. و

حیوانات به سختی دوستش دارن .. اما عاشق حیواناته و یه سگ داره به نام شكلات ..

 

............................................................................

 

 

 

Heo Young Saeng

 

10- آیا می دانستید جونگ مین یك سگ سفید رنگ داره به نام تام دوك (( هنوزم معنی اسم

سگش رو نگرفتم ))

 

11- آیا می دانستید كیو جونگ یك ماهی داره تو تنگ به رنگ قرمز .. هر كجا میره با

خودش میبره و بالای سرش می خوابونه … منظورم ماهیشه ..

 

12- آیا می دانستید رنگ اصلی چشم های هیون جونگ قهوه ای روشنه اما بعضی وقت ها با

نور عسلی هم میشه …

 

13- آیا می دانستید جونگ مین در واقع باله كاركرده و بالرین هست …

 

14- آیا می دانستید یونگ سنگ به علت ندونستن روش خوندن 4 سال پیش یك عمل داشته برای

تار های صوتیش .. چون باعث پارشدن اونها شده …

 

15- آیا می دانستید هیونگ جون در 14 سالگی از روی سرسره افتاده و دو روز بیهوش بوده

 

16- آیا می دانستید رنگ چشم های كیو جونگ خاكستری مایل به سبزه اما به نا به دلایلی

لنز قهوه ای میزنه برای پنهان كردن چشماش .. چون میگه با این رنگ چشمام .. چشمام

شبیه ماره …

 

17 - آیا می دانستید كه هیون جونگ به غذاهای تند حساسیت داره .. و وقتی می خوره تا

مدت 24 ساعت از درد معد رنج می بره …

 

8 1- آیا می دانستید یونگ سنگ عاشق ستاره ها هست و هر شب به جایی میره كه همیشه

میره و ستاره ها رو تماشا می كنه ..

 

................................................................

 

 

 

Kim Kyu Jong

 

19- آیا می دانستید كیو جونگ در 17 سالگی دستیار آشپز بوده در یك رستوران ..

 

20- آیا می دانستید از نظر گروه شیطون ترین و فهمیده ترین هیون جونگ هست ..

 

21- آیا می دانستید از نظر یونگ سنگ زیبا ترین صدای گروه مال جونگ مینه و از نظر

جونگ مین هم مال یونگ سنگ …

 

22- آیا می دانستید هیونگ جون از مدل دندوناش خوشش نمی یاد …

 

23- آیا می دانستید شماره پای جونگ مین 47 هست مال هیونگ جون و كیو جونگ و هیون

جونگ 46 و مال یونگ سنگ 45 هست ..

 

24- آیا می دانستید هیون جونگ كلكسیون گیتار و ساعت رو میزی داره …

 

25- آیا میدانستید جونگ مین كلكسیون عروسك داره …

 

26- آیا می دانستید از نظر گروه زیبا ترین قسمت سینه رو كیو جونگ داره اما هیچ وقت

كیو جونگ نشون نداده …

 

27- آیا می دانستید بهترین نگاه از نظر گروه مال كیو جونگ و یونگ سنگ هست ..

 

............................................................................................

 

 

Park Jung Min

 

28- آیا می دانستید از نظر گروه بهترین خنده مال جونگ مین هست …

 

29- آیا می دانستید هیون جونگ در گروه خودش رو زشت تر از همه میدونه اما از نظر

گروه زیبا ترین صورت رو داره …

 

30- آیا می دانستید هیون جونگ عاشق كل كل های جونگ مین و هیونگ جونه ..

 

31- آیا می دانستید هیون جونگ گرمایی بر عكس یونگ سنگ سرمایی …

 

32- آیا می دانستید یونگ سنگ كتفشم دوست داره …

 

33- آیا می دانستید جونگ مین خیلی دوست داره برای عرق كف دستش چاره پیدا كنه …

 

34- آیا می دانستید هیون جونگ عاشق رشته چینی و كیك شكلاتی هست …

 

35- آیا می دانستید هیونگ جون به هیون جونگ وابسته هست چون كه از وقتی كه وارده

گروه شده همیشه در هر لحاظ ازطرف هیون جونگ حمایت شده …

 

36- آیا می دانستید كیو جونگ هم چپ دسته هم راست دست …

 

.............................................................................

 

 

 

Kim Hyung Joon

 

37- آیا می دانستید جونگ مین و هیونگ جون با هم نمی تونن و بی هم نمی تونن …

 

38- آیا می دانستید جونگ مین عاشق اسب هاست و یكی از لقباش هم اسبه ..

 

39- آیا می دانستید هیون جونگ عاشقه بارونه و هر وقت بارون می باره میره زیرش میگه

این جور احساس آرامش می كنه …

 

40- آیا می دانستید گروه در بین خودشون اسم گروه رو لوبیا سبز یا نخود سبز میگن …

 

41- آیا می دانستید هیون جونگ حیوانی كه خودش رو توصیف می كنه شیره …

 

42- آیا می دانستید هیونگ جون در دختر ها عاشق لب و كمرشونه و اول به اون قسمت از

دختر توجه می كنه …

 

۴۳-ایا میدانستید یونسنگ هرجا میره از خودش عکس میندازه حافظه موبایلش از عکسای

خودش پره

 

۴۴-ایا میدانستید اگر دست یونگ سنگ بود هر شش ماه یکبار به دیدن مادرش میرفت حالا

مادرش مجبورش کرده هر دو هفته یکبار به مادر پدرش سر میزنه

http://m2-1372.blogfa.com/post-100.aspx

 

 

 

تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390سـاعت 19:32 نويسنده غـــزلی| |


[تصویر: yyn5vvh1su8fa1rfmhu.jpg]

خواننده ی زیبای کره ای کیم هیون جونگ که لیدرگروه دابل اس است اخیرادریک برنامه ی تلویزیونی اعلام کرد زیباییش قسمتی ازنتایج جراحی پلاستیک است.اون همچنین اضافه کرد:این هم ازطرف خداست هم توسط دکترجراح به این شکل دراومده.

شاید99درصدازتموم ستاره های زن زیرچاقوی جراحی رفتندو90درصدستاره های مردهم همینطور.

http://ss501-mr.persianblog.ir/post/168/

تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390سـاعت 19:5 نويسنده غـــزلی| |

Kim Hyun Joong


001. تاریخ تولد و گروه خون : 06 ژوئن 1986 ، نوع B
002. قد 182cm، وزن67kg و اندازه پا : 275mm
003. نام مستعار : سگ
004. محل تولد : سئول
005. اعضای خانواده : مادربزرگ ، پدر ، مادر ، برادر بزرگترش
006. فرد مورد احترام : Seo Tai Ji
007. علاقه و تخصص : اجرای خوب
008. میانگین ساعت خواب : 6 ~ 7 ساعت
009. پرافتخار ترین چیز: بخشی ازSS501 شدن
010. گواهینامه ها : کمربند سیاه و سفید تکواندو و مجوز رانندگی برای کلاس 1 خودرو ، موتور سیکلت و اتومبیل
011. چیزی كه وقتی بیدار میشی انجام میدی : استحمام کردن
012. منو صبحانه ایده آل : Ramen
013. قدرت دادن به خودت : متوسط
014. عبارت مورد علاقه : “واقعا”
015. خودتان را به طور خلاصه شرح بدین : صلح جهانی
016. یونگ سنگ به طور خلاصه : فرشته
017. كیو جونگ به طور خلاصه : كامل
018. جونگ مین به طور خلاصه : وحشی
019. هیونگ جون به طور خلاصه : دلبر
020. شخصیت (انیمیشن ، تلویزیون و غیره) : هر کس رو عرشه ی کشتی ‘یک تکه’ است.
021. بهترین صدای تقلیدی از : کیم اندرسون
022. آهنگ رینگتون: خاموش
023. رنگ مورد علاقه : سیاه
024.خودتون رو چه رنگی توصیف میكنین :سیاه
025. یونگ سنگ رو چه رنگی : سفید
026. كیو جونگ : زرد
027. جونگ مین : سیاه
028. هیونگ جون : سبز
029. سبزیجات مورد علاقه : کلم بروکلی, قارچ
030. اقیانوس یا كوهستان : کوهستان
031. سوراخ سمبه مورد علاقت تو خانه : اتاقم
032. بخش فیزیکی مورد علاقه از بدن تان :ترقوه
033. رویای آینده : خودش كار موسیقی رو انجام بده
034. سرگرمیهات : یادگیری گیتار در حال حاضر ، باس ، طبل ، تریانگل، castanets
035. اولین آلبوم خریداری شده : Seo Tai Ji & children 2nd LP
036. اولین اجرای زنده كه دیدین : لیمپ بیزکت
037. هنرمند مورد علاقه : سو تای جی ، لیمپ بیزکت ، کورن ، متالیکا ، U2 ، مرلین منسون ، Lifehouse ، و غیره
038. هنرمندی که میخواین کار كنین باهاش : سو تای جی
039. هنرمند مورد علاقه : لی هیوری
040. آهنگ مناسب برای گوش دادن هنگام رانندگی به اطراف : کورLifehouse041.
Most frequently sang song at practice studio : To Be Fortunate by Lee Tuck. 041
042. آهنگ مورد علاقه اس اس 501 : Wings of the World
043. نقشت در SS501 : رهبر
044. اولین تصور از یونگ سنگ : خیلی خالص
045. اولین تصور از كبو جونگ : روح خیلی پاكی داره
046. اولین تصور از جونگ مین: خیلی پیر
047. 1st تصور از هیونگ جون : بامزه
048. مرد ایده آل : کسی که بتونه کار كنه و وانمود كنه در صورت لزوم
049. زن ایده آل :كسی كه مثل دوست باشه ، یک زن ساده و بی عیب
050. تاریخ ایده آل : بازی با آلات موسیقی با هم
051. در سن 50 سالگی شما امکان می دید : پدر بشم
052. بهترین چیزی كه میپزی: Ramen
053. دوست داشتن و نداشتن خوراك کره ای :دوست داشتن سوپ گوشت گاو مخلوط شده ، دوست نداشتن گوشت سگ
054. نوشیدنی مورد علاقه : آب سیب
055. نوشیدنی كه دوست ندارین: آب گوجه فرنگی
056. موضوع مورد علاقه (بهترین) : تربیت بدنی
057. (بدترین) موضوع : انگلیسی
058. فیلم مورد علاقه : سبک رفتار غیر قابل تحمل از عشق
059. کتاب مورد علاقه (کتاب ، طنز و غیره) : “یک تکه”
060. ورزش مورد علاقه : فوتبال
061. نام تجاری مورد علاقه : ایده عمومی
062. چیزی كه خوش قیافت میكنه : کلاه
063. عطر مورد علاقه : هیچی
064. گل مورد علاقه : Sakura (شکوفه های گیلاس)
065. بازی آنلاین مورد علاقه : بازی فوتبال
066. بازی های مورد علاقه : شبح گیر
067. حیوان مورد علاقه : سگ
068. توصیف خودتون به عنوان یه حیوان : شیر
069. توصیف یونگ سنگ به عنوان یک حیوان : شیر زن
070. توصیف كیو جونگ به عنوان یک حیوان : مرد جوان شیر
071. شرح جونگ مین به عنوان یک حیوان : دختر جوان شیر
072. شرح هیونگ جون عنوان یک حیوان : شیر زن
073. تماس تلفنی یا پیام کوتاه؟ : تماس تلفنی
074.چیزی كه اغلب تو فکرشی : آیا بیگانگان به زمین میان سال 2012؟
075. شعار ملی : لطفا آلبوم گروه رو به طور غیرقانونی دانلود نكنین!
076. اگر تولد دوباره وجود داشت ،میخواستی چی بشی : غریبه
077. شما چگونه با مشکلات برخورد میكنین : خوابیدن
078. به منظور دستیابی به صلح جهانی : کنار گذاشتن سلاح های هسته ای ، ممنوعیت اختراعات جدید از سلاح ها
079.سه چیز که میشه به یک جزیره متروكه ببرن: هواپیما ، بنزین ، خلبان
080 . چیزی که نمیتونی پشت سر بذاری: سازها و آلاتم


 

Heo Young Saeng

     
 تاریخ تولد و گروه خون : 03 نوامبر 1986 ، نوع o
002. قد 180cm، وزن66kg و اندازه پا : 270mm
003. نام مستعار : سمور دریایی,پرنس
004. محل تولد : شهرستانJeollabuk-do -Gochang
005. اعضای خانواده : پدر ، مادر ،خودش
006. فرد مورد احترام :كسایی كه بهترینها رو تو حوزه ی كاریشون انجام میدن
007. علاقه و تخصص : آواز خوندن، پیانو ، مطالعه ، قمار ، بسکتبال
008. میانگین ساعت خواب : 6 ~ 7 ساعت
009. پرافتخار ترین چیز: آواز خوندن
010. گواهینامه ها : هیچی
011. چیزی كه وقتی بیدار میشی انجام میدی : آب خوردن
012. منو صبحانه ایده آل : پنیر,شیر
013. قدرت دادن به خودت : ضعیف
014. عادت:وررفتن با لبا ,جلو آوردن زبون
015. هیون جونگ رو به طور خلاصه شرح بدین : مثله یه مرد
016. خودتون به طور خلاصه : یه شخص مرموز
017. كیو جونگ به طور خلاصه :مرموز و غیر قابل پیش بینی
018. جونگ مین به طور خلاصه : 4D
019. هیونگ جون به طور خلاصه : بچه
020. شخصیت مورد علاقه (انیمیشن ، تلویزیون و غیره) : میمون با خدا ، ‘شمشیر – قلب’ ، و غیره
021. بهترین صدای تقلیدی : همه
022. آهنگ رینگتون: آهنگ از قبل تنظیم شده
023. رنگ مورد علاقه : سفید ، سیاه ، قرمز ، آبی
024.هیون جونگ رو چه رنگی توصیف میكنین : سفید
025.خودتون رو :سفید
026. كیو جونگ : خاكی
027. جونگ مین : رنگین كمونی
028. هیونگ جون : زرد
029. سبزیجات مورد علاقه : کلم
030. اقیانوسو ترجیح میدین یا كوهستان : اقیانوس
031. سوراخ سمبه مورد علاقت تو خانه : اتاقم و بالكن
032. بخش فیزیکی مورد علاقه از بدن تان :كتف
033. رویای آینده : بهترین خواننده شدن
034. سرگرمی هات : پیانو
035. اولین آلبوم خریداری شده :H.O.T
036. اولین اجرای زنده كه دیدین :مراسم فرهنگی كره
037. هنرمند مورد علاقه : Steveland, Yoshiki
038. هنرمندی که میخواین کار كنین باهاش :Yoshiki
039. هنرمند مورد علاقه : Jang Dong-Gun, Kang Dong-Won, Song Hye-Kyo, Avril Lavigne
040. آهنگ مناسب برای گوش دادن هنگام رانندگی به اطراف :Izaumi Sakai, Avril Lavigne
آوازی كه بیشتر موقع ها تو استادیو میخونی: I Will Do Well از seven و Overjoyed از Steveland
042. آهنگ مورد علاقه اس اس 501 : Wings of the World
043. نقشت در SS501 : رهبری صدا
044. اولین تصور از هیون : ترسناك
045. اولین تصور از كبو جونگ : كسی كه از غریبه میترسه
046. اولین تصور از جونگ مین:مودب,خوش زبون
047. 1st تصور از هیونگ جون : خوش تیپ و خوش قیافه
048. مرد ایده آل : Jang Dong-Gun, Kang Don-Won
049. زن ایده آل :جذاب,خوشگل,دركم كنه,منو سفت و سخت تو دلش داشته باشه,منو شیفته خودش كنه و راهنماییم كنه
050. زمان ایده آل :رانندگی به اطراف
051. در سن 50 سالگی شما امکان می دید :نوه داشته باشم
052. بهترین چیزی كه میپزی: سوپ كیمچی
053. دوست داشتن و نداشتن خوراك کره ای :دوست داشتنمرغ سرخ شده ، دوست نداشتن غذاهای دریایی
054. نوشیدنی مورد علاقه : آب لیمو,داكارا نوشیدنی ورزشی
055. نوشیدنی كه دوست ندارین:نوشیدنی گازدار
056. موضوع مورد علاقه (بهترین) :انگلیسی
057. (بدترین) موضوع : ریاضی
058. فیلم مورد علاقه : همه جور
059. کتاب مورد علاقه (کتاب ، طنز و غیره) : خرگوش گانگستر و شازده كوچولو
060. ورزش مورد علاقه : بسکتبال ، بیس بال ، فوتبال
061. نام تجاری مورد علاقه :CK, Gucci, Dior, LV, Adidas
062. چیزی كه باعث میشه خوش قیافه به نظر برسی:همه چی
063. عطر مورد علاقه : L’eau Par Kenzo
064. گل مورد علاقه :رز
065. بازی آنلاین مورد علاقه : Starcraft, Winning Eleven
066. بازی های مورد علاقه :هیچی
067. حیوان مورد علاقه : گرگ,سگ,پاندا
068. توصیف هیون جونگ به عنوان یه حیوان : سگ
069. توصیف خودتون به عنوان یک حیوان : سمور دریایی
070. توصیف كیو جونگ به عنوان یک حیوان : خرس
071. شرح جونگ مین به عنوان یک حیوان : اسب
072. شرح هیونگ جون عنوان یک حیوان : پلنگ
073. تماس تلفنی یا پیام کوتاه؟ :پیام كوتاه
074.چیزی كه اغلب تو فکرشی : بیگانگان,زبان ژاپنی
075. شعار ملی : بهترین چیز خودتون رو نشون كنین و میتونین این كارو انجام بدین
076. اگر تولد دوباره وجود داشت ،میخواستی چی بشی : دوباره خودم باشم اما یه زندگی متفاوت رو اداره كنم
077. شما چگونه با مشکلات برخورد میكنین : بجنگم و خودم پیرزو شم
078. به منظور دستیابی به صلح جهانی :عشق
079.سه چیز که میشه به یک جزیره متروكه ببرن: تلفن، كامپیوتر، لباس
080 . چیزی که نمیتونی ازش جدا شی : لباسم

Kim Kyu Joog

001. تاریخ تولد و گروه خون : 24 فوریه 1987 ، نوع A
002. قد 184cm، وزن68kg و اندازه پا : 275mm
003. نام مستعار :گوریل
004. محل تولد : Jeollabuk-do -Jeonju
005. اعضای خانواده : پدر ، مادر ،خواهر كوچیكتر
006. فرد مورد احترام :رین rain و پدر ,se7en
007. علاقه و تخصص :علاقه: گوش دادن به موزیك وقتی قدم میزنه-تخصص:سحر و جادو
008. میانگین ساعت خواب : 5 ~ 6ساعت
009. پرافتخار ترین چیز: آبروم
010. گواهینامه ها : مدیریت كامپیوتر
011. چیزی كه وقتی بیدار میشی انجام میدی : آب خوردن
012. منو صبحانه ایده آل : : سوپ کره ای ، برنج ،کیمچی و خوراك تخم مرغ
013. قدرت دادن به خودت : نمیدونم
014. عادت:جلو آوردن زبون
015. هیون جونگ رو به طور خلاصه شرح بدین : لیدری كه خیلی مرده.
016. یونگ سنگ یه طور خلاصه : یه شخص آروم و مهربون
017. خودتون به طور خلاصه :؟؟؟
018. جونگ مین به طور خلاصه : كسی كه زیاد میخنده
019. هیونگ جون به طور خلاصه : كامل
020. شخصیت مورد علاقه (انیمیشن ، تلویزیون و غیره) : The Looks of YA
021. بهترین صدای تقلیدی : ارشد Kim Jong Kook
022. آهنگ رینگتون: آهنگ از قبل تنظیم شده
023. رنگ مورد علاقه :زرد
024. هیون جونگ رو چه رنگی توصیف میكنین : قرمز
025. یونگ سنگ: پوست تن
026. خودت : زرد
027. جونگ مین :زرد خاكی
028. هیونگ جون : سفید
029. سبزیجات مورد علاقه : پیاز
030. اقیانوسو ترجیح میدین یا كوهستان : اقیانوس
031. سوراخ سمبه مورد علاقت تو خانه : پشت در
032. بخش فیزیکی مورد علاقه از بدن تان :دست چپ
033. رویای آینده : خوانندگی ,پدر شدن
034. سرگرمیها:…..
035. اولین آلبوم خریداری شده :G.Gorilla senior’s CD
036. اولین اجرای زنده كه دیدین :مراسم فرهنگی كره
037. هنرمند مورد علاقه : Rain, Se7en, G.Gorilla, YA -miyavi-
038. هنرمندی که میخواین کار كنین باهاش :ارشد G.Gorilla
039. بازیگر مورد علاقه : Rain, Se7en, G.Gorilla
040. آهنگ مناسب برای گوش دادن هنگام رانندگی به اطراف :Hyun Joong’s solo
.041 آوازی كه بیشتر موقع ها تو استادیو میخونی: همه چی
042. آهنگ مورد علاقه اس اس 501 : Confession (Korea), Kokoro, Distance & Hiroshizu (Japan)
Wings of the World
043. نقشت در اس اس 501 : Light
044. اولین تصور از هیون : ترسناك
045. اولین تصور از یونگ سنگ : فرشته
046. اولین تصور از جونگ مین: آقای مدیر
047. 1st تصور از هیونگ جون : عروسك(بچه) كوچولو
048. مرد ایده آل :مرد درست و صادق
049. زن ایده آل :پاك باشه و خود واقعیش رو به كسی كه دوس داره نشون بده
050. زمان ایده آل : بی اعتنایی به مردم دوروبر و بیرون رفتن با خوشحالی
051. در سن 50 سالگی شما امکان می دید : یه پدر باشم
052. بهترین چیزی كه میپزی: خوراك كاری دار
053. دوست داشتن و نداشتن خوراك کره ای :تمام غذاهای كره ای رو دوست دارم
054. نوشیدنی مورد علاقه : نوشابه های یونی
055. نوشیدنی كه دوست ندارین: نوشابه های گاز
056. موضوع مورد علاقه (بهترین) :هیچی
057. (بدترین) موضوع : هیچی
058. فیلم مورد علاقه : Death Note 1&2, Saw 1,2&3, Song of the Sun, غیره
059. کتاب مورد علاقه (کتاب ، طنز و غیره) : Veronika Decides to Die (رمان), Audition (طنز)
060. ورزش مورد علاقه : بسکتبال
061. نام تجاری مورد علاقه :هیچی
062. چیزی كه باعث میشه خوش قیافه به نظر برسی:هیچی
063. عطر مورد علاقه : هیچی
064. گل مورد علاقه :فریزیا
065. بازی آنلاین مورد علاقه : هیچی
066. بازی های مورد علاقه :هیچی
067. حیوان مورد علاقه : تنبل
068. توصیف هیون جونگ به عنوان یه حیوان : شیر
069. توصیف یونگ سنگبه عنوان یک حیوان :كبوتر سفید
070. توصیف خودتون به عنوان یک حیوان : ؟؟؟
071. شرح جونگ مین به عنوان یک حیوان :تكشاخ
072. شرح هیونگ جون عنوان یک حیوان : بچه خرس
073. تماس تلفنی یا پیام کوتاه؟ : تماس تلفنی
074.چیزی كه اغلب تو فکرشی : بیگانگان تو بشقاب پرنده,خوب و بد انسانها
075. شعار ملی : حل مشكلات به شانس بستگی نداره
076. اگر تولد دوباره وجود داشت ،میخواستی چی بشی : اصلا بهش فكر نكردم
077. شما چگونه با مشکلات برخورد میكنین :هیچ وقت فكر نكن كه مشكلات سختن
078. به منظور دستیابی به صلح جهانی :حقیقت/صلح/بخشش
079.سه چیز که میشه به یک جزیره متروكه ببرن:هواپیما,كشتی,بنزین
080 . چیزی که نمیتونی ازش جدا شی :عینك و لنز تماسس

Park Jung Min

001. تاریخ تولد و گروه خون : 03 آوریل 1987 ، نوع o
002. قد 186cm، وزن69kg و اندازه پا : 275mm
003. نام مستعار :اسب
004. محل تولد : سئول حتی اسم بیمارستانی كه متولد شد رو گفت.
005. اعضای خانواده : پدر ، مادر ،برادر بزرگتر, زن برادر,خواهر بزگتر,خواهر زاده
006. فرد مورد احترام :خودم
007. علاقه و تخصص : هیچی.جدیدا سریالهای ژاپنی میبینم.
008. میانگین ساعت خواب : 5~6 ساعت
009. پرافتخار ترین چیز:خودم
010. گواهینامه ها : _^_
011. چیزی كه وقتی بیدار میشی انجام میدی : چشامو باز میكنم/نفس میكشم/بدنمو میكشم/به ساعت نگاه میكنم/صورتمو میشورم
012. منو صبحانه ایده آل :اساسا صبحونه نمیخورم اما هر چیزی خوبه اگه عشقم صبحونه رو درست كنه
013. قدرت دادن به خودت : نسبتا ضعیفه اما خیلی قویه اگه بخوام .
014. عبارت مورد علاقه : “كلا هیچی” ، “نه نه” ، “آیا”
015. هیون جونگ رو به طور خلاصه شرح بدین : سرزنده و فعال
016. یونگ سنگ به طور خلاصه :سرزنده و فعال
017. كیو جونگ به طور خلاصه :سرزنده
018. خودتون به طور خلاصه : بهترین
019. هیونگ جون به طور خلاصه : سرزنده و فعال
020. شخصیت مورد علاقه (انیمیشن ، تلویزیون و غیره) : Rilakkuma ، مهر و موم / شیر دریا
021. بهترین صدای تقلیدی : _^_X
022. آهنگ رینگتون: آهنگ از قبل تنظیم شده
023. رنگ مورد علاقه : نقره ای,طلا
024.هیون جونگ رو چه رنگی توصیف میكنین :قرمز
025.یونگ سنگ رو :سفید
026. كیو جونگ : زرد
027. خودتون : نقره ای
028. هیونگ جون : سفید
029. سبزیجات مورد علاقه : خیار
030. اقیانوسو ترجیح میدین یا كوهستان : خونه
031. سوراخ سمبه مورد علاقت تو خانه : تختخواب
032. بخش فیزیکی مورد علاقه از بدن تان :دندونا,منحنی بدن
033. رویای آینده : بازیگری ,پیمانكار مدیریت,عكاس,خواننده,طراح,كا رآفرین,PD
034. آْلاتی كه میزنی:یه نوع فلوت نی,طبل,تریزه,قره نی,castranet
035. اولین آلبوم خریداری شده :یادم نیست-فكر كنم سیدی موسیقی كلاسیك باشه-آماده شدم تا صدمین آلبوم اس اس 501 رو بعد اینكه خواننده شدم بخرم.
036. اولین اجرای زنده كه دیدین :كنسرت گروهی خوانندگان كره
037. هنرمند مورد علاقه : خودم
038. هنرمندی که میخواین کار كنین باهاش :زیادی خوبه اگه همچین شانسی داشته باشم-به علاوه اگه شما بخواین با من یا گروه كار كنین مكان یا زمانش مهم نیست -شدنیه.
039. هنرمند مورد علاقه : خودم
040. آهنگ مناسب برای گوش دادن هنگام رانندگی به اطراف :ماشین سواری….واقعا دوست دارم تابیرون رانندگی كنم …اَه- اما مجوز ندارم
041.آهنگی كه بیشتر موقع ها تو استادیو میخونی:Nakashima Mika
042. آهنگ مورد علاقه اس اس 501 :Again, 4Chance
043. نقشت در SS501 :س*** جذاب
044. اولین تصور از هیون :روحیه تاریك
045. اولین تصور از یونگ سنگ :شخص پاك
046. اولین تصور از كیو جونگ:سیاه
047. 1st تصور از هیونگ جون : خیلی تاریك در كل
048. مرد ایده آل : یه كسی شبیه خودم – واسه گفتنش من میخوام شبیه چنین شخصی بشم.
049. زن ایده آل :هیچكی.كسی كه بخواد با من باشه و تو من همه ی احساسات رو بسازه خوب خواهد بود.
050. زمان ایده آل :خرید تو سوپر ماركت با هم
051. در سن 50 سالگی چه میكنی :بررسی اینكه چطور باید زندگی كنونیم رو بگذرونم.
052. بهترین چیزی كه میپزی:پاستا
053. دوست داشتن و نداشتن خوراك کره ای :دوست داشتن پنكیك كیمچی-غذاهای خونگی مامانم.چیزی نیست دوست نداشته باشم.
054. نوشیدنی مورد علاقه : دوغ-نوشیدنی های لیمو كربنات-شیر
055. نوشیدنی كه دوست ندارین:نوشیدنی تلخ اگر چه واسه سلامتی خوبن.
056. موضوع مورد علاقه (بهترین) :علمی-اجتماعی-hanga
057. (بدترین) موضوع : ریاضی
058. فیلم مورد علاقه :سینمایی I’ll participate in future
059. کتاب مورد علاقه (کتاب ، طنز و غیره) : همه چی
060. ورزش مورد علاقه :همه چی
061. نام تجاری مورد علاقه :Secret
062. چیزی كه باعث میشه خوش قیافه به نظر برسی:طبیعی-میتونه منو تو سبك خودم بپوشونه.
063. عطر مورد علاقه : كم استفاده میكنم اما واسه پدرم یه Chanel گرفتم .
064. گل مورد علاقه :اركیده
065. بازی آنلاین مورد علاقه : X
066. بازی های مورد علاقه :  x
067. حیوان مورد علاقه : سگ-اونایی كه كوچیكن با رنگ كرمی مو بلند رو دوست دارم
068. توصیف هیون جونگ به عنوان یه حیوان : سگ
069. توصیف یونگ سنگ به عنوان یک حیوان : سمور دریایی
070. توصیف كیو جونگ به عنوان یک حیوان :گوریل
071. شرح جونگ مین به عنوان یک حیوان : x
072. شرح هیونگ جون عنوان یک حیوان : لاك پشت-حلزون صدف دار
073. تماس تلفنی یا پیام کوتاه؟ :به زمان بستگی داره
074.چیزی كه اغلب تو فکرشی : ژاپنی
075. شعار ملی : فقط تمركز
076. اگر تولد دوباره وجود داشت ،میخواستی چی بشی : خودم
077. شما چگونه با مشکلات برخورد میكنین :خودم حلش میكنم-هر چی كه هست بهش غلبه میكنم
078. به منظور دستیابی به صلح جهانی : موسیقی ~ قلب
079.سه چیز که میشه به یک جزیره متروكه ببرن:جزیره ی كویری؟خیلی خسته كننده –خیلی دور-من همیشه چیزهایی كه لازم دارم رو میگیرم
080 . چیزی که نمیتونی ازش جدا شی :كرم دست -لوازم جانبی جوراب

Kim Hyung Joon


001. تاریخ تولد و گروه خون : 03 آگوست 1987 ، نوع o
002. قد 183cm، وزن65kg و اندازه پا : 265mm
003. نام مستعار : بچه
004. محل تولد :سئول
005. اعضای خانواده : پدر ، مادر ،خودش,برادر كوچیكتر
006. فرد مورد احترام :پدر و مادرم
007. علاقه و تخصص :علاقه-فیلم,كامپیوتر,شنا,اسكی تخصص-خوندن و رقصیدن
008. میانگین ساعت خواب : 4~ 5 ساعت
009. پرافتخار ترین چیز:چهره ی خندونم,خوندن,رقصیدن
010. گواهینامه ها : گواهینامه رانندگی
011. چیزی كه وقتی بیدار میشی انجام میدی :شستن صورت,مسواك زدن,آواز خوندن
012. منو صبحانه ایده آل :گوشت,برنج سركه ای,كیمچی,برنج
013. قدرت دادن به خودت : مطمئن نیستم
014. عبارت مورد علاقه:”بزن بریم”
015. هیون جونگ رو به طور خلاصه شرح بدین : محكم
016. یونگ سنگ به طور خلاصه : پراحساس
017. كیو جونگ به طور خلاصه :احساساتی
018. جونگ مین به طور خلاصه : مزاحم
019. خودتون به طور خلاصه : ——–
020. شخصیت مورد علاقه (انیمیشن ، تلویزیون و غیره) : اونگلیون ، Gundam
021. بهترین صدای تقلیدی : تقلید اعضا
022. آهنگ رینگتون:آهنگ Justin Timberlake از All Over Again
023. رنگ مورد علاقه : سیاه ، آبی,نقره ای
024.هیون جونگ رو چه رنگی توصیف میكنین : سیاه
025.یونگ سنگ :آبی
026. كیو جونگ : زرد
027. جونگ مین: پرتقالی
028. خودتون : سفید
029. سبزیجات مورد علاقه : كاهو,اسفناج
030. اقیانوسو ترجیح میدین یا كوهستان : اقیانوس
031. سوراخ سمبه مورد علاقت تو خانه : بالكن
032. بخش فیزیکی مورد علاقه از بدن تان :كتف -گردن
033. رویای آینده : هنرمند معروف شدن تو كل جهان
034.آلاتی كه میزنی: پیانو الان-قبلا ویولون
035. اولین آلبوم خریداری شده :یادم نمیاد
036. اولین اجرای زنده كه دیدین :؟
037. بازیگر مورد علاقه : جاستین تیمبرلیک ، آشر ، کریگ دیوید ، Babyface ،Ne- yo
038. هنرمندی که میخواین کار كنین باهاش :گرچه خیلیها هستن اما هنوز جاستین تیمبرلیک و رین
039. بازیگر مورد علاقه : Aya Ueto
040. آهنگ مناسب برای گوش دادن هنگام رانندگی به اطراف :SS501 ‘4Chance’
آوازی كه بیشتر موقع ها تو استادیو میخونی: Usher ‘U Got It Bad’, ‘U Remind Me’, ‘So Sick’
042. آهنگ مورد علاقه از اس اس 501 : Fighter, Snow Prince, Again
043. نقشت در SS501 : جوسازی
044. اولین تصور از هیون : چشمانی قوی
045. اولین تصور از یونگ سنگ : كامل
046. اولین تصور از كیو جونگ:بچه ی صادق
047. 1st تصور از جونگ مین :زرنگ و پرحرف
048. مرد ایده آل : پسری مثله خودم
049. زن ایده آل :یه زن حرفه ای كه مسیر خودش رو تو زندگی داره و هنوز زنه.
050. زمان ایده آل :هرچی كه اون بخواد انجام بدم
051. در سن 50 سالگی شما امکان می دید :یه خونه تو جهان بسازم و گردش به دور جهان
052. بهترین چیزی كه میپزی: آشپزی ..X
053. دوست داشتن و نداشتن خوراك کره ای :همه ی خوراكا رو دوست دارم
054. نوشیدنی مورد علاقه : power کاکائو ~ نوشیدنی که حاوی شکلات کاکائو باشه ، نوشابه های زنجبیل کربنات که خیلی قوی نیست
055. نوشیدنی كه دوست ندارین:كوكاكولا
056. موضوع مورد علاقه (بهترین) :انگلیسی و علمی
057. (بدترین) موضوع : اقتصاد
058. فیلم مورد علاقه : ترانسفورماتور
059. کتاب مورد علاقه (کتاب ، طنز و غیره) : طنز
060. ورزش مورد علاقه : اسكی،شنا ، فوتبال
061. نام تجاری مورد علاقه :CK, Gucci, Dior, LV, Adidas
062. چیزی كه باعث میشه خوش قیافه به نظر برسی:رنگها و تطبیقشون با هم
063. عطر مورد علاقه : معمولا عطری كه بوش میمونه
064. گل مورد علاقه :لیلی ، رز ، گیاهان گوشتخوار
065. بازی آنلاین مورد علاقه : ماریو ، فاینال فانتزی
066.اسباب بازی مورد علاقه :بازیها
067. حیوان مورد علاقه : خرگوش,سگ
068. توصیف هیون جونگ به عنوان یه حیوان : سگ
069. توصیف یونگ سنگ به عنوان یک حیوان : سمور دریایی
070. توصیف كیو جونگ به عنوان یک حیوان :خوندك -میمون
071. شرح جونگ مین به عنوان یک حیوان : اسب
072. شرح خودتون عنوان یک حیوان :  X
073. تماس تلفنی یا پیام کوتاه؟ : تماس تلفن
074.چیزی كه اغلب تو فکرشی : ممكنه اینجا زلزله بیاد؟
075. شعار ملی : مهم نیست كی,فقط بهترین ضربتو نشون بده.
076. اگر تولد دوباره وجود داشت ،میخواستی چی بشی : انسان
077. شما چگونه با مشکلات برخورد میكنین : سخت تلاش میكنم تا یه راه حل پیدا كنم
078. به منظور دستیابی به صلح جهانی :مذاكره,گفتگو
079.سه چیز که میشه به یک جزیره متروكه ببرن:موبایل,آب,آی پاد 3

080 . چیزی که نمیتونی ازش جدا شی :آی پاد.

http://ssfivehundredone.blogfa.com/8905.aspx

تاريخ شنبه سی ام مهر 1390سـاعت 18:39 نويسنده غـــزلی| |

اس اس 501 یک گروه 5 نفره پسرانه است

که این گروه توسط خود اعضا در سنین نوجوانی شکل گرفته است .

اسم گروه ترکیی از اعداد و حروف الفبا است که برای اعضای گروه معنی خاصی دارد.

اس اولی به معنی خورشید و ستاره ها بر میگرده.

SUN , STAR

اس دومی هم مخفف کلمه خواننده هست.

Singer

شماره های 5 ,0و 1 به معنی اینه که هر 5 نفر  یک هدف واحد دارند

و برای رسیدن به آن تلاش می کنند (1 روح در 5 بدن)

به عبارت دیگه کل این اسم یعنی اینکه این 5  پسر دور هم جمع شدند

دست به دست هم دادن تا خواننده بشوند و

بعد از اون ستاره هایی بی نظیر که در دنیای رسانه و موسیقی جهان بدرخشند...

تاريخ جمعه بیست و نهم مهر 1390سـاعت 22:2 نويسنده غـــزلی| |

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش .
داغ بود .
نيت كنيد و اشاره فرماييد و فال خود را بگيريد
وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .
می سوختم .
همه تنم می سوخت .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫
میومد و روی پام میشست .
سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
وقتی لخت جلوم وامیستاد ٫ صدای قلبمو می شنیدم .
با شیطنت نگام می کرد .
پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو .
لباش همیشه شیرین بود .
مثل عسل …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫
هنوزم دیوونه ام.

http://bahar-20.com/ftp/dastan/10/

تاريخ جمعه بیست و نهم مهر 1390سـاعت 21:46 نويسنده غـــزلی| |

اخیش ، همه چیز فعلا تموم شد ، دیگه تنهای تنها شدم ، دیگه وقتی غصه میخورم کسی نیست که ناراحت بشه و غصه بخوره ، چرا همه به من طور دیگه ای نگاه میکنند ، حتی درختهای بلند این خیابان که به خیابان انقلاب ختم میشه ، چرا بهش گفتم اونطرفی بره ! ، میتونست از همینجا هم بیاد ، بگذار عقب رو نگاهی کنم ، هنوز سر جاش ایستاده بود و نگاهم میکرد ، چی بهم گفت ، گفت برو دنبالش ، محمد رضا کجا رفت ، ولش کن ، بگذار بره ، دیگه هیچکس و نمیخوام ، اونم رفت که رفت ، اصلا امشب خونه هم نمیرم ، میرم توی پارک میخوابم ، نه ، اینطوری که نمیشه ، دلم نمیخواد ، دل اونم نمیخواد ، ولی باید اینکارو کنیم ، باید اینطوری نشون بدم ، باید دیگه هیچ امیدی بینمون نباشه ، دو ماه دیگه که دیدمش درستش میکنم ، تا دو ماه دیگه من میمیرم ، نه ، یک ماه دیگه که مسیج ها شروع میشه دوباره زنده میشم ، زندگی تازه ، الان باید چیکار کنم ( همینطور گیج و ویج توی خیابان راه میرفت ، اصلا نفهمید چه وقت از وسط خیابان انقلاب گذشت ، چند بار نزدیک بود اتومبیل ها بهش برخورد کنند ، به یک خیابان خلوت رسید و به دیوار سیمانی کثیفش تکیه داد ، حالش خیلی بد بود ، دنیا دور سرش میچرخید ، مجبور شد بنشینه روی زمین ، تازه نشسته بود که بغضش ترکید و شروع به گریه کردن کرده بود ، هرچه کرد دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد، در همین هنگام تلفنش زنگ زد )

این محمد رضا هم دست بردار نیست ، میخوای بری برو دیگه کسی کاری باهات نداره، حنما شبنم بهش زنگ زده گفته ، فقط اون میدونه حال من الان چطوریه ، بله محمد جان ، چیکار داری ؟ (( میخوام ببینمت کجایی )) نمیدونم ، ( سعی داشت گریه و ناراحتی رو پنهان کنه ) (( بگو کجایی )) میام سر همون چهار راه انقلاب که توی ایستگاه نشسته بودیم ، قدم برداشتن برام خیلی سخته ، حالا چطوری برم ، میرم ، شبنم هم ازم خواست ، ولی انگار از دست دادن همه چیز و همه کس الان دیگه برام فرقی نمیکنه ، سر چهارراه دیدمش ، براش دست تکون دادم ، اومد این طرف خیابان ، (( بریم خونه )) با خنده گفتم من خودم میرم بابا چیزیم نیست که ، دلم نمیخواست از عمق دلم با خبر باشه ، ( با اصرار سوار تاکسی شدیم ، از این تاکسی های ون بزرگ سبز ، عقب عقب سمت چپ نشستم و محمد کنارم ، نمیدونم چرا دلم نمیخواست دوست شبنم رو دیگه ببینم ، چون واقعا دیگه توان حرف زدن نداشتم ، میدونستم اگر ببینمش دوباره باید حرف بزنم ، احتمالا با این ضربان قلب و افتادن فشار بیهوش میشدم و شاید هم میمردم ، چهار راه اول چراغ قرمز بود و چند دقیقه ای منتظر شدیم ، توی چهار راه بعد دوباره دیدمش ، شبنم منتظر تاکسی بود که سوار بشه ، تاکسی که ما در اون بودیم جا نداشت، اشک توی چشمام جمع شد ) خدا کنه من رو اینطوری نبینه وگرنه امروز دیگه تنهام نمیذاره و این موضوع به بعد موکول میشه ، خدارو شکر مثل اینکه ندید ، ( بعد از چند دقیقه که گذشت به محمدرضا رو کرد و گفت ) من که حالم خوبه میخوای من تا خونه تورو برسونم ، ( با سردی جواب داد و هیچکدوم دیگه حرفی نزدند تا میدان فردوسی ، ناگهان محمد رضا گفت ) ((اینجا پیاده بشیم من توی این موبایل فروشی کار دارم )) تا خواستم جواب بدم دیدم شبنم از همون مغازه بیرون اومد ، دلم میخواست محمدرضا رو بزنم ، خیلی خودم رو کنترل کردم و هیچی نگفتم ، هم  خوشحال بودم که یک بار دیگه دیدمش ، هم ناراحت از اینکه دوست من درک نمیکنه که باید فعلا ما دو نفر از هم جدا بشیم ، چراغ قرمز بود و خوشبختانه میتونستم کمی دیگه نگاهش کنم ، اون هم حال خوبی نداره ، دیدم تلفنش رو برداشت و گذاشت روی گوشش ، حتما داره به دوستش زنگ میزنه ، خدا کنه دوستش زود برسه که شبنم زیاد اینجا منتظر نشه ، اون هم از انتظار مثل من تنفر داره ، مخصوصا توی این شلوغی ، ( از میدان که گذشتیم در طرف دیگه محمدرضا اصرار داشت که از تاکسی پیاده بشیم ، هرچی بهش اصرار کردم قبول نکرد و پیاده شد ، منم سر جای خودم نشستم ، توی اون لحظه که داشت کرایه من و خودش رو حساب میکرد فکر های بدی از ذهنم درباره محمد گذشت ، همینطور که نگاهش میکردم گفتم ) چقدر این دوستم احمقانه داره فکر میکنه ، فکر میکنه کارش درسته و میخواد به من لطف کنه ولی حالیش نیست که این جدایی خیلی برای زندگی دو نفر ارزشمنده ،) ناگهان درب کشویی ماشین رو با تمام وجود بست و ماشین تکان عجیبی خورد ، همه مسافر های ماشین برگشتند و با نگاهی توهین آمیز محمدرضا رو تعقیب کردند ، تاکسی حرکت کرد ، تصمیم گرفتم دیگه موبایلم رو هم خاموش کنم ، دلم نمیخواست دیگه با محمد هم حرف بزنم ، دوباره اشک از چشمانم ریخت ، داشتم تلفنم رو خاموش میکردم که زنگ زد ، خودش بود ، شبنم، نمیتونم باهاش حرف بزنم ، خوب منو میشناسه ، اگر حتی یک کلمه حرف بزنم امشب من رو تنها نمیگذاره ، دکمه قرمز رو زدم و تلفن رو خاموش کردم ، از تاکسی که پیاده شدم بین فکر های پراکنده و شلوغ گفتم نکنه شبنم کاری داشته ، نکنه دوستش نیومده باشه ، نکنه حالش بد شده باشه ، تلفنم رو روشن کردم به این امید که اگر زنگ زد فورا جواب بدم ، سعی میکنم مانع ناراحتیم بشم و محکم حرف بزنم ، تلفن زنگ زد ، محمدرضا بود ، اصلا دلم نمیخواست دیگه جواب بدم ، ولی زشت بود ، بعد از ده سال که با هم بودیم درست نبود جواب ندم ، گوشی رو برداشتم ، باز هم میخواست بدون من کجام ، دیگه بهش نگفتم ، جواب سر بالا دادم و بدون اینکه گوشی رو قطع کنم از روی گوشم برداشتم و توی جیبم گذاشتم ، چند دقیقه که گذشت تلفن قطع شده بود ، فهمیدم از امروز احتمالا دیگه دوستی بنام محمدرضا نخواهم داشت ، اما توی اون شرایط اصلا برام مهم نبود حتی دوستی که ده سال باهام بوده از دست بدم ، آدم وقتی چیزی با ارزش رو هرچند برای یک ماه از دست میده دیگه براش فرقی نمیکنه خونه و زندگی و همه چیزش هم از دست بره ، گویی در یک برهه زمانی عادت میکنه به از دست دادن و بدبختی، به هر حال محمدرضا هم تموم شد، میدونم دیگه بهم زنگ نمیزنه ، منم با غروری که دارم دیگه هیچوقت این کار رو نمیکنم ، پیاده از میدان امام حسین تا چهار راه شهدا رفتم ، نفهمیدم چطوری گذشت ، ولی چشمانم همش به دنبال اون میگشت ، که شاید بار دیگه ببینمش ، توی اتوبوس و تاکسی و خیابان و شلوغی ، هرکجا که جنبنده ای تکان میخورد نگاه میکردم ، با چشمانی قرمز و افکاری پریشان ، اما نبود ، به چهار راه که رسیدم تصمیم گرفتم به پارک شکوفه برم ، توی اون پارک ساعت های زیادی گذرانده بودیم ، ولی نه ، اونجا نمیتونم پیداش کنم ، چون اونجا پر از پسر های بیکار بود ، اونجا نمیره ، منم که حوصله خونه رفتن ندارم ، تصمیم گرفتم پیاده تا پارک سهند برم ، ساعت رو نگاه کردم ، از شش بعد از ظهر گذشته بود و آفتاب هم در حال غروب ، برگشتم به چهارراه شهدا و با اتوبوس به خانه رفتم ، در خانه سعی کردم خودم رو با کامپیوتر سرگرم کنم ، ولی حتی درون مانیتور هم چهره اش را میدیدم ، از هر جای این خانه خاطره دارم ، روی مبل و صندلی دنبالش میگردم ، ولی نیست ، هوا تقریبا تاریک شده بود ، شام رو در کنار خانواده با بی میلی خوردم و به همه شب بخیر گفتم ، همین موقع بود که دوباره بغض کردم ، به محض اینکه روی تختم دراز کشیدم شروع به اشک ریختن کردم ... _ خدایا چیکار کنم ، من توان این دوری رو ندارم ، فقط تو میدونی دلیل این کار من رو ، الان داره چیکار میکنه ، من روم نمیشه بهش مسیج بزنم ، چون خودم اینکار رو کردم ، خدایا حالم اصلا خوب نیست دارم دق میکنم ، امیدوارم اون یک مسیج بهم بزنه و در جواب بهش بگم قربونش میرم و میمیرم براش ، بدونه که برای من خیلی سخته و دارم از غصه میمیرم ، بدونه که دلم نمیخواد اینجوری باشیم ولی مجبورم ، ( نمیدونست چطور باید جلوی اشک ریختنشو بگیره ، هر چند دقیقه یک بار به موبایلش نگاه میکرد و بعد سرش رو درون بالش فرو میبرد و هق هق گریه میکرد ، نمیخواست صدای گریه کردنش رو کسی بشنوه و جلب توجه کنه ، چند ساعتی اشک ریخت و وقتی مطمئن شد همه خوابیدن از تخت بیرون اومد و جلوی پنجره ای که رو به خیابان بود ایستاد و به آسمان نگاه کرد ، با خدا اینچونین سخن میگفت ) خدایا کار من درست بود مگه نه ؟  خدایا میدونی که من دوستش دارم و جز اون هیچکس توی زندگیم نیست ، خدایا کمکش کن ، من کمک نمیخوام ، هر اتقاقی برام بیفته مهم نیست ، دلم میخواد خوشبخت بشه ، خدایا کاری کن که درسش و خوب بخونه ، عروسی کنه ، شوهر خوب قسمتش کن ، بچه های خوب ، خدایا کاری کن که توی زندگیش چیزی کم نداشته باشه ، خدا جون حاضرم جون منو بگیری ولی اون بتونه این دوری رو تحمل کنه ، اصلا خودم رو میکشم ، آره ، اگر بدونه من مردم شاید راحت تر دوریمو قبول کنه ، ولی نه ، اینطوری نه ، اگر بفهمه خودم رو کشتم حتما خودش رو میکشه ، نمیخوام اینطوری بشه ، من خوشبختیشو میخوام ، خدایا کمکش کن ، یه زندگی خوب بهش بده ( ساعت تقریبا از دو گذشته بود که به تخت خواب بازگشت ، آدمها متفاوت هستند ، خیلی از آدم ها در اوج ناراحتی آهنگ گوش میدن ، بعضی از آدم ها میخوابن ، بعضی به آسمان نگاه میکنند ، بعضی کتاب میخوانند ، بعضی میوه میخورند ، ولی امیر علی قصه ما در اوج ناراحتی دوست داشت بنویسه ، نه با قلم و کاغذ بلکه با کیبورد و کامپیوتر ، ولی امیرعلی در اون ساعت شب نمیتونست صدای شیرین کیبورد رو در بیاره ، چون باعث بیدار شدن خانواده میشد ، پس کمی با گوشی همراه نوشت ، اولش خواست برای شبنم مسیج بفرسته ، ولی وقتی صفحه مسیج باز شد و آماده نوشتن شد ، فقط قطرات اشک بود که از چشمانش جاری شد ، پس صفحه مسیج رو بست و صفحه نت یا نوشته را باز کرد ، و شروع به نوشتن کرد )

خوب بهتره از اول بنویسم ، راستی اولش چطوری شروع شد ، چطوری شروع کنم ، نوشتنم بد نیست وقتی شروع کنم کلمه ها و جمله ها خودشون سر جایی که باید ، قرار میگیرند ،

اولش همه چیز از یک وبلاگ شروع شد ، من تازه وبلاگ نویس شده بودم ، یک سال بود که وبلاگ داشتم و دختر خانمی به طور کاملا اتفاقی از موتور جستجوی گوگل وارد وبلاگ عاشقانه من شد ، نوشته های من اکثرش مال من نبودن و از جاهای مختلف کپی کرده بودم ، کنجکاوی دختر خانم باعث شد که آی دی من رو در یاهو مسنجر اد کنه که بعدا باهام حرف بزنه ، منم بعد از یک سال کاملا برام عادی بود ، چون بیش از چهارصد نفر این کار رو کرده بودند و با بیشتر اون نفرات حداقل یک بار حرف زده بودم، بعد از چند بار که برام پیغام گذاشته بود باهم حرف زدیم ، از همون جمله های اول احساس کردم با همه فرق داره ، جمله ها و کلماتش به دلم مینشست ، پس اولش همه چیز با یک احساس شروع شد ، احساس متفاوت بودن ، بعد از روز اول چند بار دیگه باهم چت کردیم ، به صحبت ها و حرفاش علاقه مند شدم و باهم قرار میگذاشتیم که سر ساعتی هردو یاهومسنجر رو باز کنیم ، اکثر اوغات ساعت پنج بعد از ظهر قرار میگذاشتیم ، احساس کردم دوست دارم باهاش حرف بزنم ، ولی یک روز دیر کرد، وقتی اومد سلام کرد ، با ناراحتی جوابش رو دادم و خیلی زود دلیلش رو فهمید و معذرت خواهی کرد ، برای اینکه دیگه این موضوع تکرار نشه ازش شماره خواستم ، نه برای گفت گو ، بلکه چون بتونم بیشتر و راحت تر باهاش قرار بگذارم ، ولی بهم نداد ، توی دلم کلی بهش ناسزا گفتم ، دختره بیشعور اصلا نمیفهمه کوچیکتر هستش و من غرور دارم ، فکر نکرده میگه نمیدم ، اصلا دیگه هیچوقت ازش شماره نمیخوام ، ولی بعد از چند وقت بدون اینکه فکر کنم باز ازش شماره خواستم ، اینبار برای گفت و گو ، اصرار داشتم که با هم حرف بزنیم ، قبل از کنکور بود و من از ساعت ده صبح تا یک معلم خصوصی داشتم ، قرار بود ساعت یک و نیم بهش زنگ بزنم که شبنم ساعت یازده زنگ زد ، خودش و معرفی کرد ، چه صدای دلنشینی داشت ، وقتی فهمید کلاس خصوصی دارم تلفن و قطع کرد، استادم که متوجه حال من شد زیاد درس نداد و کلاس به گفت و گو گذشت ، ساعت یک و نیم باهاش تماس گرفتم ، روز های اول نه علاقه ای بود و نه دوست داشتن زیاد ، فقط نیاز به جنس مکمل باعث میشد که باهم حرف بزنیم و جز حرف زدن و شنیدن صداش چیزی نمیخواستم ، مدت زیادی به همین شکل گذشت و قرار گذاشتیم همو ببینیم ( اون شب تا همینجا تونست بنویسه و مجددا اشک ریخت و گریه امانش نداد ، همینطور درحال اشک ریختن به خواب رفت ، صبح که از خواب بیدار شد ناخواسته تلفنش رو به قصد صبح بخیر گفتن به شبنم برداشت و شروع به تایپ کرد ، وقتی اومد مسیج رو بفرسته متوجه تغییر اسم در دفترچه تلفن شد و تازه اوضاع جدید جایگزین قبل شد ، پس مسیج نوشته شده رو حذف کرد و به آشپز خانه رفت و صبحانه خورد و بعد روی صندلی کامپیوتر نشست و تصمیم گرفت همه چیز رو دوباره بنویسه ، نوشتن بهش آرامش میداد ، احساس میکرد سرنوشت خودش مثل یک کتاب و یا داستان نوشته میشه ، فکر میکرد اگر همیشه عقب تر رو بنویسه فقط خاطره است ولی اگر آینده رو بنویسه حتما اتفاق می افته ، بعد از یک سال که نوشتن رو کنار گذاشته بود و شبنم اونقدر تنهایی اش رو پر کرده بود و براش خوب بود که هیچ نیازی رو در اطرافش حس نمیکرد ، نیاز به کار کردن ، نیاز به درس خوندن ، شبنم برای اون اونقدر بزرگ بود که امیرعلی هیچ چیزی دیگه از دنیا نمیخواست ، شاید همین موضوع باعث شد که این دو نفر موقتا از هم جدا شدند ، اولین کلمه ها و جمله ها را تایپ میکرد که تصمیم گرفت قصه واقعی خودش رو با اسم های شخصیت های عروسکی مثل شبنم و امیرعلی که برای هردو آنها آشنا بود بنویسد ، تصمیم گرفت داستان خود را در جاهایی بنویسد که ممکن بود شبنم قصه آن را بخواند و به حال روز امیرعلی پی ببرد ، ولی امیرعلی هیچوقت ، یا هنوز از حال شبنم با خبر نبود و مجبور بود تا آخر ماه صبر کند و آخر اردیبهشت ماه منتظر مسیجی از طرف اون باشه )

مکانی که برای دیدار اول انتخاب کردم پارک هنرمندان در نزدیکی مترو طالقانی بود، پارک خلوت و دلنشینی است ، ولی شبنم به اشتباه تصور کرده که منظور من پارک طالقانی نزدیک مترو میرداماد بوده ، خودم رو به بدترین شکل ظاهری در آوردم و خودم رو راس ساعت سه به پارک هنرمندان رساندم و شبنم در پارک طالقانی منتظر بود که همدیگه یکدیگر رو ببینیم ، وقتی تلفنی متوجه این موضوع شدیم خیلی خندیدیم ، من با مترو  بعد از پانزده دقیقه به پارک مورد نظر رسیدم ، وقتی برای اولین بار دیدمش زیاد ازش خوشم نیومد ، ولی دنبال خوش اومدن و این چیزا نبودم ، فقط میخواستم باهاش حرف بزنم و کنارش باشم ، روز اول صحبت از ایران کشورهای مختلف شد ، صحبت از زندگی و چیزهای دیگه ، ماه رمضان بود ، تقریبا نزدیک اذان هم شده بودیم ، هوا هم در اون پارک سرسبز سرد شده بود ، از هم خداحافظی کردیم و من به خانه اومدم ،

بار ها و بارها همدیگر رو دیدیم و هربار بیشتر از باهم بودن لذت میبردم و از شنیدن حرفها و جمله هاش احساس رضایت میکردم ، هر روز و ساعت لحظه شماری میکردم که ببینمش ، یک سال گذشت و ما کاملا به هم دلبستگی پیدا کرده بودیم ، توی جمله ها و حرف هامون بوی ازدواج و باهم بودن پیچیده بود ، ناخواسته داشتم به این موضوع نزدیک میشدم ، هرشب وقتی خوب فکر میکردم میدیدم فعلا با وجود شبنم من نیاز به هیچ چیزی ندارم و اگر همینطور بگذره هیچوقت نمیتونم باهاش ازدواج کنم ، اصلا نه با این نه با کسی دیگه ، باید از هم جدا بشیم ، وگرنه هم زندگی من خراب میشه و هم زندگی این دختر معصوم ، هر روز تصمیم داشتم بهش بگم ، تا اینکه روزی به بهش گفتم که هیچوقت به هم نمیرسیم ، ولی وقتی گریه هاش رو میدیدم دنیا رو سرم خراب میشد ، اصلا نمیتونستم ببینم باعث رنجشش شدم ، چندین بار این موضوع تکرار شد و هربار بدتر از بار قبل، تا اینکه روز آخر فرا رسید ، سعی کردم اون روز براش همه کار کنم ، یک روز کامل براش فراهم کردم ، با وجود غم و غصه ای که توی دلم بود سعی کردم هیچی نفهمه ، بعد از اینکه به ساعت خداحافظی نزدیک میشدیم ازش خواستم برای همیشه ازم جدا بشه ، کاملا جدی بودم ، وقتی احساس میکردم چشمانم درحال خیس شدنه لبخندی مرموز روی لبهایم مینشاندم که نظرش به چشمان غم آلودم جلب نشه ، هرچی خواست ازم بپرسه دلیل کارم چیه بهانه آوردم ، نمیتونستم بهش بگم تو زیادی خوبی ، من با وجود تو به هیچ جا نمیرسم ، من با وجود تو به هیچ کس و هیچ چیز نیازی ندارم ، پس به هرچه که به ذهنم میرسید و در کتاب های مختلف خوانده بودم چنگ زدم ، گفتم وقتی دو نفر نمیتوانند با هم زندگی کنند باید از هم جدا بشن ، من هیچی ندارم و در آینده نمیتونم زندگی مشترکی رو اداره کنم ، هرچه میگفت خوب کار میکنی قبول نکردم ، گفتم اصلا من تورو برای همسر انتخاب نمیکنم ، یا اصلا کلا ازدواج نمیکنم ، مثال های گوناگونی زدم مثل ژله و آدامس، گفتم وقتی دو تا آدمس جویده شده رو بهم بچسبانیم بعد از چند دقیقه به سختی جدا میشه ولی اگر دیر بجنبیم خشک میشه و هیچوقت جدا نمیشه ، باید تا دیر نشده از هم جدا بشیم و به این جدایی عادت کنیم ، توی دلم خدا خدا میکردم که بهم نگه اگر همون دو تا آدامس تا دیر نشده با هم خوب مخلوط بشن یک رنگ میشن و دیگه برای همیشه جدا نشدنی هستند ، هر چند دقیقه یک بار قلبم درد میگرفت و از شدت درد دستم رو روی اون میفشردم ، میدونستم بعد از این درد سر درد و سرگیجه شاید هم بیهوشی و خوابالودگی همراهش هست ، سعی داشتم محکم باشم که اینبار بتونم این رابطه شیرین رو برای مدتی از هم پاره کنم ، چون واقعا ما دو نفر برای زندگی مشترک ساخته نشده بودیم ، میدونستم نمیتونیم زیاد باهم بمونیم و از هم خسته میشیم ، بارها بهم ثابت شد که وقتی زیاد همدیگر رو میبینیم خواسته هامون زیاد میشه و وقتی به خواسته هامون نمیرسیدیم با دلخوری از هم دور میشدیم تا وقتی که دوباره خواسته هامون کم بشه و دلمون برای هم تنگ بشه، دلیل های زیادی داشتم که هیچوقت حاضر به گفتن و حتی نوشتنش نیستم، ولی مطمئن بودم فقط میتونیم دوستان خوبی بمونیم ، شاید هم اشتباه باشه ولی حداقل فعلا درسته ، هرچه کردم شبنم قبول نمیکرد که از هم جدا بشیم ، من خودم هم نمیخواستم و میدونستم بعد از جدایی چه بلایی سرم میاد ولی رابطه ما دو نفر خیلی صمیمی شده بود ، طوری که اگر یک روز از هم بیخبر میموندیم چنان به هم میپیچیدیم که گویی گم کرده ای بزرگ داریم و به دنبالش میگردیم ، به هر حال سعی کردم با بی محبتی و بی مهری باهاش برخورد کنم که قبول کنه از هم جدا بشیم ، هدف من جدایی دائمی بود ، فردای اون روز باهم حرف زدیم ، قرار شد یک بار دیگه همدیگه رو ببینیم ، من که نمیتونستم گریه های شبنم رو ببینم قبول نکردم ، میدونستم اگر ببینمش نظرم رو عوض میکنه ، خیلی اصرار کرد و من فقط خواستم محمد رضا هم توی این ملاقات باشه ، حدس زدم با وجود اون دیگه گریه و حتی صحبت از جدایی نباشه ، قرارمون ساعت دو و نیم بعد از ظهر در میدان فردوسی کنار بانک پاسارگاد بود ، ساعت یک و نیم بود که مادرم ، برادرم رو از مدرسه آورد خونه ، داداشم توی مدرسه حالش بد شده بود و به بیمارستان منتقل شده بود و سرم بهش زده بودن ، باید براش ماهیچه گوسفند و لیموشیرین و پرتغال تهیه میکردم ، به همین خاطر تازه ساعت دو و ربع از خانه راه افتادم ، محمدرضا راس ساعت دو نیم سر قرار بود و شبنم بعد از پنج دقیقه تاخیر رسیده بود ، خلاصه نزدیک ساعت سه در صندلی های مترو ملاقاتشون کردم ، شبنم از همیشه خوشگل تر بنظر میرسید ، قرار بود اون روز هیچ حرفی از جدایی و این چیزا نباشه و فقط یک روز معمولی مثل بقیه روزهای قبل داشته باشیم ، به سمت کریم خان و ولیعصر حرکت کردیم و توی یکی از خیابان ها که به انقلاب ختم میشد سر صحبت باز شد ، خسته بودیم و در ایستگاه اتوبوسی که بیشتر اتوبوس های خیابان معلم از آنجا مگذشت نشستیم ، محمدرضا خیلی دوست داشت این جدایی صورت نگیره و همش حرف میزد ، منم با دلایل گوناگون هر دو نفر رو قانع میکردم که جدایی تنها راه و بهترین راهه ، بعد از یک ساعت گفت و گو قرار شد یک ماه کاملا از هم بیخبر باشیم و ماه دوم هم فقط رابطه نوشتاری داشته باشیم ، من هم از خدا خواسته قبول کردم ، چون میدانستم دوری شبنم میتونه من رو نابود کنه ، ولی وانمود کردم که من اینطور نمیخوام و میخوام که این رابطه کاملا قطع بشه، احساس کردم این تصمیم خیلی مفید و خوبه و بعد از دو ماه میتونیم رابطه جدیدی باهم داشته باشیم ، دیگه طاقت حرف زدن نداشتم ، ضربان قلبم دوباره تند شده بود و دستانم سرد سرد ، قلبم بدجوری درد گرفته بود و سرگیجه داشتم ، در همین زمان تلفن شبنم زنگ زد ، دوستش بود که میخواست ببینتش ، من که دیگه حوصله حرف زدن نداشتم گفتم که من نمیخوام دوستت بیاد و ببینمش و اگر اون بیاد من میرم ، محمدرضا و شبنم اصرار داشتن که باهم به محل قرار بریم ولی من توان راه رفتن هم نداشتم و میخواستم تنها باشم ، محمد که از رفتار من خسته شد و رفت و شبنم هم که اوضاع رو دید ازم خواست که به دنبال محمد رضا به سمت خیابان انقلاب برم ، ولی برای من دیگه هیچی مهم نبود ، وقتی دیدم براش اینقدر مهمه که من به کدوم طرف حرکت کنم قبول کردم ، بهش گفتم تو هم از خیابان کناری برو و با تاکسی به خیابان انقلاب برو و بعد با یک تاکسی دیگه به میدان فردوسی برو و دوستت رو ببین و با اون برو خونه ، من هم بر خلاف میل باطنی ازش خدحافظی سردی کردم و براه افتادم ، با خودم گفتم:

آخیش ، همه چیز فعلا تموم شد ، دیگه تنهای تنها شدم ، دیگه وقتی غصه میخورم کسی نیست که ناراحت بشه و غصه بخوره ، چرا همه به من طور دیگه ای نگاه میکنند ، حتی درختهای بلند این خیابان که به خیابان انقلاب ختم میشه ، چرا بهش گفتم اونطرفی بره ! ، میتونست از همینجا هم بیاد ، بگذار عقب رو نگاهی کنم ، هنوز سر جاش ایستاده بود و نگاهم میکرد ، چی بهم گفت ، گفت برو دنبالش ، محمد رضا کجا رفت ، ولش کن ، بگذار بره ، دیگه هیچکس و نمیخوام ، اونم رفت که رفت ، اصلا امشب خونه هم نمیرم ، میرم توی پارک میخوابم ، نه ، اینطوری که نمیشه ، دلم نمیخواد ، دل اونم نمیخواد ، ولی باید اینکارو کنیم ، باید اینطوری نشون بدم ، باید دیگه هیچ امیدی بینمون نباشه ، دو ماه دیگه که دیدمش درستش میکنم ، تا دو ماه دیگه من میمیرم ، نه ، یک ماه دیگه که مسیج ها شروع میشه دوباره زنده میشم ، زندگی تازه ، الان باید چیکار کنم

 *احتمالا ، اگر این دو نفر همدیگر را دیگر نبینند ، حتما این داستان ادامه دارد*

امیدوارم این داستان دیگر ادامه ای نداشته باشد و همه چیز به خوبی و خوشی پیش رود

http://bahar-20.com/ftp/dastan/12/

تاريخ جمعه بیست و نهم مهر 1390سـاعت 21:34 نويسنده غـــزلی| |

پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد.
پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟".
پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است".
پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت.
اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با ماشین یه گشتی بزنیم؟""اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟".
پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است.
اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید.".
پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت.
او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :..
" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده.
یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد . اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."
پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند.
برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.

در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !

http://tajrobenik2love.mihanblog.com/

تاريخ جمعه بیست و نهم مهر 1390سـاعت 21:24 نويسنده غـــزلی| |

سلام چطورین ؟.............

تاريخ جمعه بیست و نهم مهر 1390سـاعت 14:16 نويسنده غـــزلی| |

Design